بیت کوین راهی به سوی هوش مصنوعی اخلاق مدار

هوش مصنوعی

رشد و گسترش فعلی هوش مصنوعی (AI) و یادگیری ماشین (ML) اساساً دارای نقص است. به تازگی پیتر تیل رمزنگاری را به نماد آزادی خواهی تشبیه کرده و رید هافمن هوش مصنوعی را سمبلی از سلطه گرایی توصیف کرده است. این سخنان اشاره ایست به تمرکز قدرت و کنترل که در هوش مصنوعی و یادگیری ماشین رخ داده است. رمزارزها به عنوان یک فناوری، و به طور خاص بیت کوین، به مردم قدرت تملک دارائی های دیجیتال خود را می دهند به همان شیوه ای که می توانند صاحب املاک باشند و مالکیت معنوی اثری را در اختیار داشته باشند. این در حالیست که داده ها و اطلاعات مورد نیاز برای جان بخشیدن به هوش مصنوعی و یادگیری ماشین صرفا متعلق به چند شرکت خاص و محدود است. آنها تنها شرکت هایی هستند که میزان کافی داده برای داشتن کارآیی مورد نیاز و آموزش الگوریتم های خود را در اختیار دارند. مالکیت این داده ها و همچنین یافتن منابع مشکلاتی هستند که به نظر من رمزارز می تواند راه حلی برای آنها باشد.

کنترل

هوش مصنوعی داده های اصلی خود را از کجا به دست می آورد؟

اولین مساله از دو مشکل فوق مربوط به منبع داده ها می باشد. هوش مصنوعی بدون پایگاه داده ای که از آن استفاده می کند هیچ ارزشی ندارد. Tencent, Alibaba, Megvii, Sensetime, Facebook, Apple: فرقی نمی کند که راجع به فناوری کدامیک از شرکت های بسیار بزرگ صحبت می کنید، همه آنها برای کار کردن وابسته به داده های ورودی از چهره کاربران در یک پایگاه داده عظیم می باشند. این امر می تواند به دوگانگی جالبی منتهی شود، مانند آنچه که در چین رخ داد. در این کشور شرکت های Sensetime   و Megvii  هر کدام فناوری تشخیص چهره خود را به ترتیب برای شمال و جنوب کشور ارائه داده اند. در نتیجه هر کدام از این شرکتها فقط می توانند نیمی از مجموعه داده های ممکن را در اختیار داشته باشند، مگر اینکه مردم از فناوری ارائه شده توسط هر دو شرکت استفاده کنند.

قدرت در اختیار کیست؟

بیایید یک آزمایش فکری انجام دهیم. فرض کنیم گوگل بتواند پایگاه داده مربوط به همه انسان ها را در اختیار داشته باشد  و توانایی تشخیص چهره همه ملیت ها و همه انسان های جهان را با دقت و قابلیت اعتماد بالا داشته باشد. آیا گوگل شایستگی مالکیت این هوش مصنوعی همه جانبه را دارد؟ مردمی که از چهره آنها در پایگاه داده استفاده شده است و از این طریق باعث آموزش الگوریتم شده اند چطور؟

این موضوع مشکل دوم مربوط به هوش مصنوعی را مورد توجه قرار می دهد. ___ قدرت

همه این قدرت توسط تعداد معدودی شرکت فناوری متمرکز شده و کنترل می شود. چطور و چرا آنها این قدرت را در اختیار دارند؟ این مساله به مشکل اول باز می گردد. بدون وجود داده، آن هم به میزان بسیار زیاد، هوش مصنوعی شما ارزشی ندارد. این بدین معنی است که تنها چند شرکت در حال حاضر وجود دارند که صاحب قدرت واقعی در هوش مصنوعی هستند. چرا آنها باید کنترل کامل و مستقل بر داده های کاربران داشته باشند بدون هیچگونه دخالتی از طرف عموم مردمی که در تهیه این داده ها مشارکت گسترده داشته اند؟ بله، فعلا این داده ها فقط شامل چهره شماست__ ولی در آینده چه اتفاقی برای داده های پزشکی شما خواهد افتاد؟ این مسیری است که حرکت در آن ناگزیر به کنترل کامل زندگی شما ختم خواهد شد.

غالبا در مباحث مربوط به هوش مصنوعی، و بویژه در یادگیری عمیق و یادگیری ماشین، فناوری به کار رفته و الگوریتم ها عامل متمایز کننده به شمار نمی آیند. عامل متمایز کننده، داده است و اینکه چگونه مجموعه داده شبکه های عصبی را آموزش می دهند. در این میان داده های انباشته ای مانند داده های مربوط به سلامتی ما وجود دارد که به شدت تحت حفاظت هستند. به همین دلیل است که حتی امروزه Google Health پیشرفت چشمگیری نداشته است، ولی این مساله فقط نیازمند قدری زمان است تا وقتی که دروازه های دسترسی به داده ها واقعا باز شوند.

گوگل

چه کسی باید صاحب داده های شما باشد؟

در یک دنیای ایده آل کسانی که داده های خود را به منظور آموزش هوش مصنوعی به اشتراک گذاشته اند، باید مالک بخشی از آن الگوریتم و سود حاصل از آن باشند، دقیقا مشابه یک سهامدار که دارائی خود را سرمایه گذاری کرده و می تواند از سود آن منتفع گردد. اگرچه برخلاف خرید سهام فیسبوک، که شما در واقع هیچ کنترل و اختیاری در مورد چگونگی استفاده از داده هایتان ندارید، با داشتن سهمی در الگوریتم و تبدیل شدن به بخشی از سیستم کنترل کننده آن، کاربر قدرت تصمیم گیری در مورد نحوه استفاده از آن را خواهد داشت.

تملک داده و استفاده از آن بعنوان پول ایده جدیدی نیست، اما نیاز واقعی، حصول اطمینان از این امر است که افراد صاحب بخشی از الگوریتم هوش مصنوعی تولید شده توسط داده ها باشند تا بدین طریق الگوریتم، دارای ورودی و سطحی از کنترل گردد. موضوع صرفا چگونگی کسب سود از داده ها توسط مردم نیست، بلکه مساله این است که آنها چگونه می توانند در این هوش مصنوعی ،که ساختارهای قدرت را بازتعریف می کند، شریک باشند.

مساله نه تنها در مورد چگونگی کنترل و اداره کردن است بلکه در مورد عدم تقارن قدرت نیز می باشد. مساله در مورد بازپس گیری کنترل از شرکت های عظیم فناوری است که در حال حاضر کنترل کامل امور را در اختیار دارند.

چین

در آینده، من وجود تراست های داده با ساختار عمودی (شرکت های چندگانه با یک مدیر عامل و هیئت مدیره که دارای ساختار سازمانی عمودی است) را می بینم، جایی که افرادی به عنوان نماینده، استفاده از انواع مختلف داده ها برای مقاصد مختلف را کنترل می کنند. همینطور تراست هایی با ساختارهایی شبیه به ساختار های امروزی می بینم که بهترین ابزار برای اداره کردن این ساختارهای عظیم داده های عمودی هستند.

پس هدف کاملا روشن است: ما به سیستمی نیاز داریم که امکان اشتراک داده هایمان، کسب سود از آنها و مهم تر از همه امکان کنترلِ چگونگی استفاده از داده ها را به ما بدهد. آیا پیش شرطی برای این کار لازم است؟ آیا شبکه ای وجود دارد که تحت تملک کسی نبوده و همه بتوانند در این سیستمِ باز، غیرمتمرکز، بدون مرز و ضد سانسور تحت ضوابط و شرایط خاص حضور داشته باشند؟ این پیش شرط اجرا شده و به بخشی از صحبت های رومزه ما تبدیل شده است: چیزی که به آن بیت کوین می گوییم.

بیت کوین به عنوان الگویی برای هوش مصنوعی

بیت کوین و هوش مصنوعی

در شرایط فعلی که شرکت های فعال در حوزه هوش مصنوعی/داده پنج شرکت از 10 شرکت برتر جهان را تشکیل داده اند، طبیعتا این شرکت ها روز به روز بزرگتر و قدرتمندتر خواهند شد. در اغلب موارد، پشت این موفقیت ها الگوریتم های هوش مصنوعی وجود دارد که با مجموعه ای از داده ها آموزش داده شده اند. و از آنجا که فقط تعداد محدودی از شرکت ها این مجموعه داده ها را در اختیار دارند، نهایتا فقط همین شرکت ها هستند که قویترین و راهبردی ترین هوش های مصنوعی را نیز در تملک دارند.

بیت کوین امکان مالکیت مشترک و اداره یک دارائی عظیم دیجیتال را به توده مردم می دهد. به عبارت بهتر از طریق بیت کوین.

بیت کوین در واقع به عنوان الگویی عمل می کند که مردم بتوانند مالیکت را به اشتراک گذاشته و مهمتر از آن، این مالکیت را کنترل نمایند. اگر الگوریتم های تشخیص چهره در هوش مصنوعی و یادگیری ماشین مشابه بیت کوین بودند، یعنی به صورت بلاکچین های عمومی، در این صورت مردم می توانستند با در اختیار داشتن توکن (سکه بیت کوین) جزئی از مالکان و گردانندگان این هوش های مصنوعی قدرتمند و باارزش باشند.

از نظر من نحوه عملکرد این فرآیند کاملا ساده است. بعنوان یک مصرف کننده، ما با ارائه داده مربوط به خود در این هوش مصنوعی سرمایه گذاری کرده ایم.  حالا تصور کنید که این داده یک سکه بیت کوین است، و مشابه مالکیت بیت کوین شما می توانید صاحب این داده باشید. بدین طریق سود حاصل از هوش مصنوعی می تواند به شکل توکن به کاربران پرداخت گردد. چیزی که بیت کوین در اختیار ما قرار می دهد در واقع مالکیت جمعیِ یک دارائی عظیم است. می توان هر سیستم هوش مصنوعی یا یادگیری ماشین را یک سیستم بیت کوین در نظر گرفت که بدون مرز، ضد سانسور، بی طرف و قابل دسترسی برای همه کسانی است که از طریق ارائه داده شخصی در آن مشارکت می کنند.

موضوع صرفا در مورد بحث درآمدزایی و سودآوری از طریق داده های شخصی شما نیست، بلکه بحثِ حصول اطمینان از استفاده مسئولانه از داده ها و همسو بودن با نظر اکثریت افراد مشارکت کننده مد نظر است.

در واقع شما باید صاحب بخشی از نرم افزار هوش مصنوعی باشید و نه صاحب بخشی از شرکتِ آن نرم افزار.

این شرایط کاملا متفاوت از وضعیت کنونی خواهد بود که شرکت های عمومی بزرگ که کنترل این داده ها را در اختیار دارند هیچگونه پاسخگویی و مسئولیت پذیری ندارند. بهتر است از یاد نبریم زمانیکه فیسبوک بخاطر استفاده نادرست از داده کاربران جریمه شد، قیمت سهام شرکت افزایش پیدا کرد. تصور پاسخگویی و مسئولیت پذیری در شرکت های عظیم فناوری یک امید واهی است.

بیت کوین اولین نمونه ای است که در آن یک کاربر می تواند از طریق کدهای شخصی تملک و کنترل یک دارائی دیجیتال را در دست بگیرد. من مشتاقم که همین فرآیند در ارتباط با داده ها نیز اتفاق بیفتد و مردم بتوانند کنترل آن داده را در اختیار گرفته و در بهترین حالت، حقشان در ازای آموزش الگوریتم را کسب کنند_ یعنی بخشی از سود را کسب کرده و بر نحوه استفاده هم  کنترل داشته باشند.

مطلب مرتبط:

اولین بازار معاملات داده‌های ژنتیکی بر اساس بلاک چین

داشتن حق اظهار نظر در مورد نحوه استفاده از داده

ادامه مقابله با سیاست های انحصاری و سلطه ثروتمندان که در طی سالیان متمادی از طرف شرکت های بزرگ فناوری حمایت شده و گسترش یافته است، برای ما به عنوان یک جامعه حائز اهمیت است. به عنوان یک جامعه، ما باید ارزش داده هایمان را درک کنیم چرا که مطمئناً شرکت های بزرگ فناوری به ارزش این داده ها پی برده اند. ولی در مورد آینده چه می توان گفت؟ کاملا روشن است که در آینده کاربران قادر خواهند بود داده های خود را به شرکت ها بفروشند. البته این امر چندان مهم نیست و مشکلات اساسی را حل نخواهد کرد. ما باید اطمینان حاصل کنیم که وقتی که داده ای را به اشتراک می گذاریم، درباره نحوه استفاده از آن هم قدرت دخالت داریم. با این همه ممکن است که با نتیجه نهایی مخالف باشیم ولی حداقل قدرت اظهار نظر و بیان نظرات را داریم.

بیت کوین با استفاده از الگوی مالکیت واقعی می تواند چنین چیزی را به ارمغان بیاورد: قدرت اظهار نظر برای هر شخص عادی که امکان برابری با قدرت صحنه گردانان بزرگ این عرصه را دارد.

شاید بیشتر شبیه به یک رویای دور از دسترس باشد، ولی با توجه به قدرت و میزان گسترش بیت کوین، دست یافتن به چنین الگویی نزدیکتر از آن چیزی است که فکر می کنید.

پانوشت: این مقاله ای است که در صفحه مقابل صفحه سرمقاله ها (op ed) توسط فیل چن چاپ شده است. مطالب بیان شده نظرات شخصی وی می باشد و لزوما مطابق با نظراتBitcoin Magazine  یا  BTC Inc نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*