اینترنت غیرمتمرکز

جمعیت اینترنت

اینترنت غیرمتمرکز به زبان ساده به معنی استفاده از فناوری ها، پروتکل ها و اپلیکیشن های وب توزیع شده می باشد. این اینترنت اساسا با اینترنت موجود که به صورت مرکزی توسط چندین شرکت تکنولوژی بزرگ کنترل می شود در تضاد است. این غول های تکنولوژی نهایت توان خود را به کار می برند تا کاربران را مجبور به تبعیت از خط مشی های تعیین شده خود نمایند.

در حالیکه محاسبه کل مارکتی که توسط اینترنت متمرکز کنونی مدیریت می شود دشوار است، ولی شرکت های اصلی آن سالانه میلیاردها دلار درآمد کسب می کنند. درآمد کل برای شرکت های بزرگ در سال 2018 به این شرح است:

آمازون 232.89 میلیارد دلار،

 گوگل 136.22 میلیارد دلار

و فیس بوک 55.8 میلیارد دلار.

بخشی از این درآمد ناشی از قدرت مرکزی این شرکت ها و فروش داده های کاربران به سایر شرکت ها است.

ما قصد داریم در این مقاله به دلایل پیاده سازی اینترنت غیرمتمرکز بپردازیم و چالش های موجود را نیز بررسی نماییم. همچنین نگاهی به پروتکل های همتا به همتا (Peer-to-Peer) خواهیم داشت و به اپلیکیشن هایی که به عنوان بازیگر در رشد اینترنت غیرمتمرکز نقش ایفا می کنند، می پردازیم.

اینترنت غیرمتمرکز رو در دو عنوان بخش اول [مهاجرت از Web2.0  به Web3.0 ] و بخش دوم [اپلیکشن های غیرمتمرکز در اینترنت غیرمتمرکز ] معرفی می کنیم.

اینترنت غیرمتمرکز [مهاجرت از Web2.0 به Web3.0 ]

برای درک مهاجرت به اینترنت غیرمتمرکز لازم است که مقدمه ای در خصوص تاریخچه نسل های اینترنت بدانیم که به طور خلاصه در شکل زیر آمده است.

نسل اول Web1.0 : روزهای اولیه اینترنت

در آگوست 1991، اینترنت برای اولین بار به صورت عمومی در دسترس قرار گرفت که به آن Web1.0 می گویند که شامل مجموعه ای از سایت های انحصاری استاتیک بود. سایت های تعاملی مانند انجمن ها و پلتفرم های شبکه های اجتماعی بسیار کمی وجود داشت و بیشتر به صورت یکطرفه، داده ها در اختیار کاربران نهایی قرار می گرفت به همین منظور آن را با عنوان “Read-Only web” نیز معرفی می کنند.

نسل دوم Web2.0 : اینترنت De Facto

در سال 1999 مفهوم آن مطرح گردید ولی عملا از سال 2004 شروع شد به این صورت که در این اینترنت، فضای تعاملی در ایجاد اطلاعات از طریق کاربران رشد کرد. شبکه های اجتماعی بوجود آمدند و به طور انحصاری محتوا توسط کاربران تولید می شود. در حالیکه Web1.0 اجازه تولید محتوا را به کاربر نمی داد ولی Web2.0 برای کاربران این امکان را فراهم نمود تا بتوانند هرچیزی را اعم از نوشته و عکس تا فیلم و موسیقی را منتشر نمایند. فیس بوک، YouTube،توئیتر و دیگر پلتفرم ها بخشی از این وب شدند و تا به امروز باقی ماندند.

بزرگترین اشکال پدیده Web2.0 زمانی ایجاد شد که منجر به مرکزیت اینترنت گردید. اساسا، تعداد کمی از شرکت ها، تسلط زیادی پیدا کردند و توافق بزرگی در خصوص کنترل تجربه کاربران را به کار گرفتند. به عبارت دیگر Web2.0 یک گستره ای از جوامع را تحت عنوان “Gated Garden” ایجاد کرد و کاربران را موظف به ارائه اطلاعات و ثبت نام در یک پلتفرم مرکزی نمود تا بتوانند با کاربران دیگر تعامل نمایند. در نتیجه بعضی کاربردها باز طراحی و بعضا سختگیرانه تر شدند به عنوان مثال خط مشی سانسور می توانست توسط خود پلتفرم بدون تعامل با کاربر نهایی اعمال شود.

علاوه بر موارد فوق، زیر ساخت Web2.0 نیز توسط چند شرکت بزرگ تکنولوژی کنترل می گردد. به عنوان مثال در فصل سوم 2019، وب سرویس آمازون ومایکروسافت آژور 58 درصد از کل مارکت زیرساخت ابری عمومی را در اختیار داشتند. این بدین معنی است که توسعه دهندگان نرم افزار انتخاب های محدودتری برای اجرای اپلیکیشن ها یا وبسایت های خود دارند که این نه تنها منجر به افزایش هزینه های آن ها می شود بلکه ریسک های امنیتی آن ها را نیز بیشتر می کند.

علاوه بر این، نگرانی های جدی در خصوص تضاد منافع ایجاد می شود که ممکن است با قدرت بسیار متمرکزی که در دست معدود شرکت های بزرگ تکنولوژی است، ایجاد گردد. برای مثال وب سرویس آمازون (AWS) حدود 39 درصد از مارکت پردازش ابری را کنترل می نماید و بسیاری از سایت ها از جمله سایت های رقبا، از آن سرویس دریافت می کنند. شرکت Netflix از AWS استفاده می کند و شرکت آمازون توسط Amazon Prime به بازار پخش ویدئو (زمینه فعالیت Netflix) وارد شده است حال AWS می تواند با ایجاد اختلال در پهنای باند Netflix مزیت رقابتی هرچند ناسالم بدست آورد!

در بسیاری از نقاط جهان، ارائه دهندگان سرویس اینترنت (ISP) می توانند انحصارا دسترسی کاربران نهایی به اینترنت را تعیین نمایند. بسیاری از این شرکت ها از قدرت انحصار خود جهت افزایش هزینه های اشتراک ، مانیتورینگ و رصد فعالیت کاربران سو استفاده می نمایند و همچنین داده های کاربران را جهت اتخاذ تصمیم های کلان می فروشند.

نسل سوم Web3.0 : اینترنت غیرمتمرکز

واژه Web3.0 در سال 2006 توسط John Markoff در New York Times به کار برده شد. تعداد زیادی از تکنولوژی ها وجود دارند که بخشی از وب هوشمند (Intelligent Web) محسوب می شوند ولی واقعیت این است که Web3.0 هنوز واقعی نیست زیرا بیشتر این تکنولوژی ها و اپلیکیشن ها کماکان در حال توسعه می باشند. فناوری های دیتا ماینینگ، یادگیری ماشین و هوش مصنوعی بخشی از نوآوری های این حوزه می باشد که هنوز در حال پیشرفت هستند.

مفهوم Web3.0 می تواند بیشتر برای لزوم وجود تکنولوژی های باز، هویت های باز و پردازش های غیرمتمرکز توسعه یابد. پذیرش این تکنولوژی ها از قبل شروع شده است ولی Web2.0 همچنان بر آن مسلط است.

قدرت اصلی Web3.0 غیرمتمرکز کردن اینترنت است تا بتواند قدرت و کنترل اینترنت که در حال حاضر در دست چندین شرکت بزرگ فناوری است را به دستان کاربران بازگرداند. اینجا هدف دموکراتیک کردن اینترنت است تا افراد بتوانند فضای دیجیتالی خودشان را که تحت عنوان وب می شناسند، مدیریت و کنترل کنند.

تجربیات کاربری در حال پوست اندازی در راستای غیرمتمرکزشدن می باشد. Web3.0 در حال ترویج این موضوع است که کاربران به سمت اپلیکیشن هایی سوق پیدا کنند که به عبارتی اجراشده توسط کاربر (user-run) باشند یا نیازی به واسط ها و صاحبان دیگر اپلیکیشن نداشته باشند. بسیاری از افراد با معرفی فناوری بلاک چین و راه اندازی بیتکوین در سال 2009 توجه ویژه ای به Web3.0 کردند به گونه ای که این پدیده را شروع کننده Web3.0 در نظر می گیرند. با این حال در سوی دیگر، بسیاری از فعالان این حوزه، نقطه شروع Web3.0 را راه اندازی IPFS در سال 2015 و ضرورت اپلیکیشن های غیرمتمرکز در سال های 2016 و 2017 می دانند.

به طور کلی می توانیم تفاوت های بین نسل های مختلف وب را به صورت خلاصه در شکل زیر نمایش دهیم.

البته لازم به ذکر است که وب نسل سوم صرفا به منزله اینترنت غیرمتمرکز نمی باشد بلکه ویژگی های دیگری نسبت به نسل دوم به آن اضافه شده است ولی بارزترین آن وب مفهومی (Semantic Web) است که شامل موارد اشاره شده می باشد.

چرا اینترنت غیرمتمرکز؟!

این نکته مهمی است که بدانیم که اینترنت کنونی چگونه توسط قدرت مرکزی در حال کنترل است. مرکزیت اینترنت در حقیقت اشاره به این دارد که تعداد کمی از شرکت ها تحت عنوان FAANGs (که مخفف Facebook، Apple، Amazon، Netflixو Google و سایر شرکت ها از جمله مایکروسافت و توئیتر) تسلط زیادی بر اینترنت دارند. به طور خلاصه کل اینترنت توسط این شرکت ها کنترل می شود این موضوع در دو ناحیه قابل مشاهده است: حریم خصوصی و کنترل داده ها!

از جمله دلایل اصلی که با پیدایش بیتکوین در سال 2009 منجر به وقوع تعاریف اینترنت غیرمتمرکز گردید همین مواردی است که به صورت گسترده توسط این شرکت ها تحت کنترل است. برای درک بیشتر این موضوع این دو مورد را بیشتر بررسی می کنیم:

  • حریم شخصی

اطلاعات شخصی شما به طور گسترده بر روی اینترنت پخش می شود به گونه ای که هر کلمه ای که در Google Docs تایپ می کنید پشت آن در سرور های گوگل ذخیره می شود. مدارک شما که در سرورهای مرکزی نگه داری می شود و به شدت در معرض تهدیدات جدی قرار دارد. اگر کلیه سرورها به دلایل مشکلات فنی خاموش شوند، شما دسترسی به مدارک خود نخواهید داشت. اگر موارد امنیتی گوگل به درست عمل نکند مدارک شما می تواند در دسترس هکرها قرار گیرد.

فیس بوک بیش از دو میلیارد کاربر را کنترل می کند. فیس بوک نام هر کاربر، تاریخ تولد، موقعیت مکانی، عکس ها، جزئیات کاری، دوستان و خیلی اطلاعات دیگر را می داند. غول شبکه های اجتماعی داده های شما را در سرور های خصوصی مرکزی خود نگهداری می کند و اغلب داده های شما را به شرکت های دیگر می فروشد.

  • کنترل داده ها

اینترنتی که ما از آن استفاده می کنیم امکاناتی از جمله دسترسی به داده ها، سرگرمی و ارتباط با دیگر افراد در جهان را برایمان به ارمغان آورده است با این حال بسیاری از کاربران، سانسور اطلاعاتی را در شکل های مختلفی تجربه می کنند. در کشورهای مانند نروژ و سوئد کاربران آزادی آنلاین بیشتری دارند ولی کشورهای مانند چین و پاکستان به شدت اطلاعات را سانسور می کنند. این سانسور ها شامل پورنوگرافی و اخبار سیاسی می شود و همچنین سایت های زیادی مانند Facebook و Youtube نیز در بسیاری از نقاط دنیا از جمله ایران نیز خارج از دسترس هستند.

هرچند برخی از موارد سانسور مانند پورنوگرافی برای کوکان لازم است ولی علاوه بر موارد سانسور فوق، مدیران و ادمین های برخی از این سایت ها می توانند متناسب با قوانین یا خط مشی های تعریف شده خود اقدام به حذف مطالب، صفحات و حتی اکانت کاربران نمایند. حتی انتشار بعضی مطالب برای شرکت ها و صاحبان آن نیز ممنوع می باشد و می تواند جریمه های سنگینی در پی داشته باشد. کنترل داده ها توسط شرکت های بزرگ تکنولوژی یکی از روش های مقابله با جریان دسترسی آزاد اطلاعات است و از طرفی دیگر اعمال خطی مشی های تحمیل شده بر کاربران منجر به این می شود که کنترل خیلی از داده ها در اختیار این شرکت ها قرار گیرد.

جمع بندی

کنترل داده ها و عدم وجود حریم خصوصی کاربران از جمله دلایل اصلی مطرح شدن اینترنت غیرمتمرکز بود و متناسب با این مشکلات، راهکارهایی بر پایه بلاک چین و سایر فناوری ها مطرح گردید. در بخش دوم مطلب اینترنت غیرمتمرکز نگاهی به تکنولوژی های مطرح شده در نسل سوم و راهکارهای ایجاد شده در این نسل می پردازیم.

منبع اصلی

نظرات (3)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*