ساتوشی ناکاموتوی تقلبی

craig wright

هفته گذشته تو اخبار مختلف و شبکه های اجتماعی دیدیم و شنیدیم که فردی که ادعا میکنه ساتوشی ناکاموتو هست در سازمان کپی رایت آمریکا وایت پیپر بیت کوین رو به نام خودش ثبت کرده.

بریم بررسی کنیم که چه چیزی ثبت شده، به چه صورت ثبت شده، چه کسی این ادعا رو کرده و آیا این ادعا پشتوانه ای داره؟

ثبت مالیکت معنوی برای مقاله و کدهای اولیه بیت کوین

فردی به نام کریگ رایت که از سال 2011 مدعی ابداع بیت کوین هست و سعی بر اثبات گفته های خودش داره، اخیرا اقدام به ثبت حق کپی رایت وایت پیپر بیت کوین و کدهای اون به شرح زیر کرده:

کپی رایت بیت کوین

سازمانی که این فرد در اون فرم حق مالکیت ثبت کرده، سازمان کپی رایت آمریکاست. برای ثبت آثار و مستندات تو این سازمان کافی است به سایت مراجعه کنین و مبلغی رو پرداخت کنید. بعد از اون درخواست تون توسط کارمندای این سازمان به اصطلاح بررسی و ثبت میشه. همونطوری که تو سایت شون نوشته شده، این سازمان 400 کارمند داره که بیشتر اون ها به ثبت هزاران قطعه هنری، کتاب، موزیک، فیلم، نرم افزار، عکس و …. می پردازن. خب حالا سوالی که پیش میاد این هست؛ آیا این افراد صلاحیت و دانش کافی دارند؟ چند نفر در سطح جهان به درستی با تکنولوژی بیت کوین آشنا هستن و از مباحث تکنیکال و فنی اون آگاه اند؟ آیا از این تعداد متخصص، کسی در این سازمان استخدام هست؟

حقیقت اینکه جواب این سوالات اهمیت چندانی هم نداره؛ خود این سازمان اعلام کرده که هیچ تحقیقی در رابطه با صحت ادعاهای مطرح شده انجام نمی گیره؛ و ثبت مالکیت معنوی صرفا به معنی ادعای فرد مدعی هست و صحت اون رو مشخص نمیکنه.

به عبارتی هر کدوم از ما اگر احساس کنیم که خیلی تمایل داریم ساتوشی ناکاموتو باشیم، می تونیم مدعای این ماجرا بشیم و این سازمان هم به اسم مون مقاله رو ثبت می کنه! حتا برای یک ادعا چندین نفر می تونن مدعی بشن؛ پس بشتابید!

{تو پرانتز هم بگیم که این ثبت به درخواست کریگ رایت به طور “خاص” انجام شده و برای “درخواست های خاص” 800 دلار بیش تر دریافت میشه. خلاصه که توصیه میکنیم اگر تصمیم به انجام چنین کاری  دارین، خاص طور درخواست ثبت نکنین!}

خب بریم کمی بیش تر آقای کریگ رایت رو بشناسیم.

چرا شناختن کریگ رایت اهمیت دارد؟

در اجتماع کریپتوکارنسی شاید این جمله رو شنیدین که هویت ساتوشی ناکاموتو اهمیتی نداره؛ ما همه ناکاموتو هستیم. درواقع ساتوشی ناکاموتو هیچ قدرت و برتری خاصی در پروتوکل بیت کوین برای خودش قائل نشده و عملا قدرتی بیش تر از بقیه در شبکه نداره. ایده شبکه بیت کوین و پایه بلاک چین تمرکززادیی هست و جستجوی ناکاموتو کار بیهوده ای به نظر میاد؛ و تا زمانی که شخص/اشخاصی بدون اهداف سوء چنین ادعایی داشته باشند بی توجهی زیانی نداره. اما وقتی فردی پول، رسانه، قدرت و تاثیرگذاری داشته باشه و از این اسم مستعار منفعت ببره و یا به دیگران آسیب برسونه، باید بهش توجه کرد و بی تفاوتی مخرب هست و به اجتماع و همینطور بقای شبکه آسیب وارد میکنه.

فرد مذکور، کریگ استیون رایت، تمام  ویژگی هایی که گفتیم رو داراست.

  • کریگ رایت مدیر یک کمپانی فین تکی به نام nChain هست و از بیزینس من های مشهور این حوزه است؛ و به گفته ی خودش در نشست 2018 آفریقا، حتا از کل کشور رواندا هم ثروت بیش تری داره. همچنین یکی از فورک های Bitcoin Cash به نام BSV هم در انحصار این فرد هست. پول زیاد طبیعتا میتونه قدرت، تریبون و تبلیغات، درنتیجه تاثیرگذاری و به طور کلی آزادی عمل زیادی به این فرد بده. از قدرت پول در رسانه هم به همین بسنده کنیم که دسترسی به مقاله ی Jameson Lopp (که از منابع اصلی این نوشته هم هست) در استرالیا و انگلستان وجود نداره و مردم برای خوندنش باید از vpn استفاده کنن!

توییتر

  • همین طور اگه بخواهیم به آسیب های مستقیم این فرد اشاره کنیم میتونیم از دیو کلیمن، هادل نات و پیتر مک کورمک اسم ببریم. رایت اوایل ادعای خودش اعلام کرده بود که اساسا نام مستعار ساتوشی ناکاموتو به دو فرد اشاره داره؛ خودش و کلیمن. اما پس از فوت کلیمن طی یه سانحه تصادف در سال 2013 برادرش از رایت به خاطر دست کاری و جعل اسناد برای انتقال بیت کوین های کلیمن به ارزش 10 میلیارد دلار و همین طور سرقت مالیکت فکری شکایت کرد که البته خود این ماجرا هم جای بحث داره. علاوه بر اون همین روزهای اخیر، رایت مجموعه ای از شکایات و تهدیدات رو به جریان انداخته و مدعی دادگاهی کردن هر کسی هست که با او مخالفت میکنه که هادل نات، از افراد تاثیرگذار این حوزه و پیتر مک کورمک، پادکستر، در حال حاضر درگیر این جریان هستن و در صورت گناه کار شناخته شدن باید  £100,000 جریمه پرداخت کنند و برای هادل نات اجتماع کریپتوکارنسی مبلغی رو جمع کردند تا بتونه در صورت افشای هویت اش مخارج دادگاه رو تامین کنه.

hodlnaut

آیا ارتباطی بین ساتوشی ناکاموتو و کریگ رایت وجود دارد؟

شواهدی که تا به حال توسط خود شخص آقای رایت و یا سایر افراد منتشر شده رو در دو بخش بررسی میکنیم. بخش اول رو اختصاص میدیم به ریزه کاری ها؛ یعنی جزییاتی که با مقایسه ی رایت و ناکاموتو میشه فهمید و یا سابقه رایت در دنیای آنلاین و از این دست موارد؛ در بخش دوم به تصویر بزرگ تر نگاه میکنیم که رایت با چه انگیزه ای دست به چنین اقدامی زده.

بخش اول؛ جزییات

ایشون سابقه ی غلو در مدارک آکادمیک اش داشته و تو  این ویدیو میتونین ببینین که در مونیخ، یک گونی مدارک دانشگاهی توسط ایشون ارائه داده شده! تو این لیست و همین طور لینکدین رایت (که الان حذف شده و فقط در آرشیو موجوده) دیده میشه که رایت دو PhD داره و هر دو از دانشگاه چارلز استورت استرالیا اخذ کرده. اما  این دانشگاه در یک مصاحبه با Forbes این ادعا رو رد کرد.
دانشگاه چارلز استورتنه تنها دکترای مذکور در علوم کامپیوتر جزو دستاوردای ایشون نیست بلکه درجه استادی در توسعه سیستم که مدعی اون بودن رو هم ندارند و اصلا تو سایت این دانشگاه وجود نداره. در لینکدین هم نوشته شده بود که ایشون دکترای الهیات، دین شناسی تطبیقی و مطالعات کلاسیک دارن و بعدا گفتن که مدرک الهیات شون رو هم از دانشگاه SOAS لندن گرفتن!
توییتر

  • خب حالا که صحبت از جعل اسناد هست بیایید به کلیدهای PGP که خیلی بهش استناد میشد، اشاره کنیم.
    دو مجله مشهور وایر و گیزموندو مقالاتی منتشر کردن که نشون میداد کلیدهای PGP ساتوشی متعلق به رایت هست. اما دیری نپایید که وایس اثبات کرد که این طور نیست.
    وایس اعلام کرد کلیدهای مورد بحث وایر و گیزموندو احتمالا بعد از سال 2009 ایجاد شدن و بعد از سال 2011 آپلود شدند. جالب تر اینکه این هر کدام از مقالات کلیدهای متفاوتی رو بررسی میکرد! اما واقعیت این هست که تنها یک کلید PGP به ساتوشی مربوط میشه. حالا علت رد صحت این کلیدها چیه؟
    کلید اصلی مربوط به ساتوشی در اکتبر 2008 و با استفاده از رمزنگاری DSA-1024 ایجاد شده که امروزه برای تولید کلید ازش استفاده نمیشه. اما کلیدهایی که وایر و گیزموندو بهشون پرداختن هر دو با RSA-3072 ایجاد شدن که انتخاب معقولی برای سال 2008 نیست و امروزه پیش فرض تولید کلیدها محسوب میشه. از طرفی به نظر میرسه دو تا کلید مذکور با تکنولوژی ای ایجاد شدن که در اون زمان وجود نداشته. این کلیدها الگوریتم های هش “8,2,9,10,11.” رو اولویت قرار میدن در حالی که کلید اصلی الگوریتم هش “2,8,3.” رو ثبت میکنه. الگوریتم اول در جولای 2009 به کدهای نرم افزار GnuPG اضافه شد و در سپتامبر همون سال منتشر شد.کلید PGP
  • فوریه 2019 رایت توییتی کرد که در اون ادعا میشد پیش نویس بیت کوین (که ایشون بهش میگفته BlackNet مثلا) رو در سال 2001 برای دولت استرالیا فرستاده. وقتی دو مقاله رو با هم مقایسه می کنیم تفاوت خاصی نمیبینیم و پیش نویس و نسخه نهایی کاملا منطبق به نظر میان. در حالی که بین ماه های آگوست و اکتبر 2008 این مقاله توسط ناکاموتو ویرایش و نهایی شد و به طور معجزه آسایی این اصلاحات تو مقاله 2001 ایشون اعمال شده!

مقاله بیت کوین

  • اشتباهات فنی متعددی در نوشته های ایشون مشاهده شده که فهم این فرد از بیت کوین و اینترنت رو زیر سوال میبره.
    برای مثال یک بار توییت کردن که قرار هست درباره این صحبت کنن که چطور سیستمی میتونه ایجاد بشه که تراکنش ها رو بدون نیاز به تصدیق در زیر 20 میلی ثانیه روی BCH قرار بده. که ازشون پرسیده شده چطور میخوان سیگنالی رو سریع تر از سرعت نور ارسال کنن؟ درواقع برای نور 130 میلی ثانیه زمان میبره تا بتونه یک دور، دور زمین بچرخه. چطور میشه اطمینان تقریبا 100 درصدی داشت که در 20 میلی ثانیه یک نود در نیویورک بتونه سیگنالی رو بفرسته و از نود مستقر در لندن دریافت کنه؟کریگ رایت
    ایشون یک بار هم اظهار کردن که یک کاربر با مودم 56K میتونه 32مگ داده رو در 9.5 دقیقه دانلود کنه که این صحیح نیست و 80 دقیقه زمان بر هست و به این علت این اشتباه رو کردن که واحد بیت بر ثانیه رو با بایت بر ثانیه اشتباه گرفتن.کریگ رایت
  •  نحوه نگارش آقای رایت (طبق دانش تحلیل و آنالیز متن) و همینطور رفتارشون با آرشیو موجود از ناکاموتو هم خوانی نداره.
  •  رایت یک بار اعلام کرده که وکالت حوزه تخصصی شون هست. در حالی که ساتوشی در جواب اینکه قوانین مالی چطور روی بیت کوین اعمال میشه اعلام کرده که “من وکیل نیستم و به همین خاطر نمیتونم جواب این سوال رو بدم.”
  • رایت: “من هیچ وقت نگفته ام که بیت کوین یک رمزارز است.” در حالی که ساتوشی بارها از بیت کوین به عنوان کریپتوکارنسی نام برده.

  • رایت: “من یک کدنویس آکادمیک هستم و صنمی با دنیای واقعی کدنویس ها ندارم.
    “ناکاموتو: “من با کدها راحت تر هستم تا با لغات.”

  • تو سال 2008 و 6 ماه قبل از اینکه اسم مستعار ساتوشی ناکاموتو استفاده بشه، رایت یک پست منتشر کرد که در اون بیان میکنه: “هویت پنهان مثل سپری میمونه برای بزدل ها؛ این کار یک نوع پوشش برای مخفی کردن دروغ هاست. من زندگی بازی دارم و حریم خصوصی برای من اهمیت چندانی نداره. [تو پرانتز شاید بد نباشه یادآوری کنیم که یکی از اهداف ایجاد بیت کوین و به طور کلی کریپتوکارنسی، حفظ حریم خصوصی اشخاص هست.]
  • جالب اینکه تو فوریه 2011 آقای رایت به نظر از وجود بیت کوین بی خبر بوده و میخواسته سیستم پرداختی با پشتوانه طلا رو شروع کنه.
  • چند ماه بعد تو مقاله هاش به بیت کوین هم اشاره میکنه اما اسم اش رو به صورت Bit Coin مینویسه. در حالی که ساتوشی از حرف بزرگ برای coin و یا فاصله استفاده نمیکرده و تنها یک بار دیده شده که در کدبیس از کلمه BitCoin استفاده کرده و بعد از اون تصحیح اش کرده.
  • رایت به طور فعال تو سال های 2013 تا 2014 از صرافی Mt. Gox بیت کوین معامله میکرده.
    حالا مشکل اش چیه؟ مشکلی که نداره. اما کسی که ابداع کننده ی بیت کوین هست به نظر میرسه دلیل منطقی برای بازی کردن با 14 تا بیت کوین توی یک صرافی آنلاین نداشته باشه. صرف زمان برای معامله بیش تر شبیه کسی هست که داره سعی میکنه روش کار کردن با یک ابزار رو یاد بگیره.
  • رایت یک بار این سوال رو مطرح کرده که چرا از X به جای 0 در آدرس های سوخت استفاده میشه. در واقع خود ناکاموتو ابداع کننده ی  طرح رمزنگاری Base58 بوده که تو این آدرس ها استفاده میشه و به طور عمدی و آگاهانه ارقام و حروف مشابه حذف میشن مثل 0 (صفر) و حرف O . (آدرس سوخت، آدرسی هست که هیچ کلیدخصوصی برای اون وجود نداره و برای همین مبالغ پرداختی به این آدرس به اصطلاح سوخت میشه و میسوزه در نتیجه قابل احیا نیست.)
  •  رایت اعلام کرده که اندازه بلوک بیت کوین در بالای بلوک (Block Header) درج میشه که درواقع این طور نیست.
  • رایت اعلام کرده که آگاهانه از منحنی secp256k1 برای جفت سازی استفاده شده. در حالی که ساتوشی گفته منحنی خاصی رو پیدا نکرده و صرفا فقط یکی رو انتخاب کرده.
  • درباره ارسال اولین بیت کوین ها رایت تو یه مصاحبه عنوان کرده که هیچ بیت کوینی به جز اون هایی که برای هل فینی و زوکو فرستاد جا به جا نکرده. “اما” قابل ذکر هست که تو سال 2009 ساتوشی 82.51 بیت کوین برای مایک هرن فرستاده.
  • رایت علی رغم قولی که داده بود تا اثبات کنه کنترل کلیدهای متعلق به ساتوشی رو داره، این کار رو نکرده.
    در تاریخ 3 می 2016 قرار بر این بوده که رایت به گفته ی خودش مقداری از بیت کوین های ساتوشی رو خرج بکنه و حتا در این پست وبلاگ شون (که در حال حاضر حذف شده) قول داد تا برای ادعای غیرمعمول خودش اثبات غیرمعمول یعنی انتقال بیت کوین از بلوک های اولیه رو انجام بده اما این اتفاق نیفتاد (طبیعتا). دلایلی هم برای عدم انجام این کارش اوورد؛ مثل ترس از دستگیر شدن به خاطر کسانی که با بیت کوین سلاح خریداری کردن (!) و اعمال مجرمانه ی تروریسمی انجام دادن. خب با کمی فکر می تونیم متوجه بشیم که انسان باهوش (ساتوشی) از خطرات واقعی تری مثل تهدید توسط دولت ها، مرکزیت ها و سازمان های امنیتی آگاه هست و پیش از اینکه به صورت عمومی هویت خودش رو آشکار بکنه و یا قول انجام کاری رو بده، به عواقب اون می اندیشه. اما به هر حال ایشون یک متنی نوشت و منتشر کرد که در اون از شجاع نبودنش و عدم توانایی انجام این کار صحبت میشه:

craig wright

  •  متخصصای این حوزه اعم از Patrick McKenzieDan Kaminsky و Robert Graham. به اصطلاح مدارکی که توسط رایت ارائه شده رو بی اعتبار شناخته اند.
    تو سال 2016 رایت یک پست بلاگ در بابِ اینکه یک پیام کریپتوگرافیک رو امضا میکنه و اثبات میشه که ایشون ساتوشی است، منتشر کرد. دن کمینسکی، متخصص امنیت، بررسی کرد و مشخص شد که درواقع رایت فقط یک بلوکی که قبلا توسط شاتوشی تو سال 2009 امضا شده بوده رو کپی کرده؛ یعنی از یک امضای قدیمی یک تراکنش بیت کوین دوباره استفاده کرده.

امضای کریپتوگرافیک

بخش دوم: پشت صحنه

خب بعد از بررسی جزییات بیایید تصویر کلی این ماجرا رو بررسی کنیم و درباره انگیزه های این فرد برای متحمل شدن این همه زحمت برای قبولاندن یک دروغ رو پیگیری کنیم.

ساتوشی ناکاموتو بودن چه منفعتی برای کریگ رایت دارد؟

نیک کوبریلوویک توضیح منطقی برای چنین اقدامی نوشته که متن کامل اش در آرشیو موجوده و ما اینجا به صورت خلاصه بهش می پردازیم.
آقای رایت سابقه ی فعالیت تو نهادهای مختلفی رو پیش از ادعای ناکاموتو بودن داره. از این نهادها میشه به Hotwire, DeMorgan, CloudCroft, Panopticrypt, Coin-Ex, Denariuz, Tulip Trading, Craig Wright R&D, Permanent Success Limited, Information Defense, Integyrs, Global Institute for Cybersecurity Research و تعدادی دیگر اشاره کرد. گزارشات یکی از این نهادها، Hotwire نکاتی رو داره که به ماجرا ناکاموتو بودن مرتبط میشه:

  1. فعالیت اصلی کمپانی هات وایر به این صورت بوده که نرم افزارهای مختلف مربوط به یادگیری الکترونیک و پرداخت های الکترونیک رو تهیه میکرده و روی اون ها تحقیق و توسعه انجام میداده.
  2. هزینه ی این کمپانی توسط مبالغی تامین میشده که سهام داران با بیت کوین پرداخت کردن؛ این مبلغ به ارزش 30 میلیون دلار بوده.
  3. بودجه به دو بخش تقسیم میشده:
    – 29 میلیون دلار به منظور تهیه نرم افزار از the Trust (کمپانی آقای رایت)
    – 1 میلیون دلار باقی هم مربوط به هزینه های دیگه مثل دفتر سیدنی و 40 کارمند شرکت

درواقع قضیه به این صورت هست که رایت یک کمپانی با هدف تحقیق توسعه نرم افزارهای آموزش آنلاین ایجاد میکنه که نرم افزارهای خودش رو بخرن و روش تحقیق انجام بدن! خب به چه علت؟
عدم پرداخت مالیات.

ظاهرا سرمایه گذاری 29میلیون دلار تو کمپانی باعث میشه که آقای رایت بتونه درخواست تخفیف از ارزش افزوده مالیات (GST) رو داشته باشه. حالا استفاده و نقل و انتقال پول با بیت کوین بین شرکت هایی که تحت کنترل خودش هست میتونه شرایط رو برای این امر فراهم کنه.

یکی دیگر از نهادهای مرتبط به رایت به نام  DeMorgan به گفته ی خودشون بزرگ ترین امتیاز انحصاری مالیات تحقیق توسعه (R&D tax) در استرالیا رو مطالبه کرده. این طرح مالیاتی در استرالیا به این شکل هست که اگر شرکت ها روی تحقیق توسعه سرمایه گذاری کنند، 45درصد به ازای هر دلاری که خرج میشه، تخفیف مالیاتی دارند. براساس گزارش Forbes سوپرکامپیوترهایی که ادعا میشد بخشی از این پروژه هست اصلا وجود نداشتند. نتیجتا این ادعا برای فریب سیستم مالیاتی و عدم پرداخت مالیات عنوان شده.

موارد مشابه دیگری هم بوده که همه ی ماجراهای اون به پول ختم میشده اما ما به این مورد بسنده میکنیم که سابقه شون نشون داده در هر زمان و هر مکان که برای رایت منفعت مالی وجود داشته باشه انتخاب میکنه که ناکاموتو باشه. پیش از اعلان عمومی هم  رایت به تعداد محدودی از اطرافیان اعلام میکرد که ابداع کننده ی بیت کوین هست. این افراد شامل سرمایه گذاران و مقامات دولتی استرالیا که در رابطه با مالیات از اون سوال میکردن بوده. اما اعلان عمومی این شخص از لحاظ زمانی تطابق داره با وقتی که کمپانی هاش زیر قرض و تحت فشار مالی بوده.

اما کل این ماجراها به کنار؛ همون جمله ی اولی که ابتدای مقاله خوندیم برای اثبات بی اساسی گفته های این فرد کافی بود. چطوری؟

ساتوشی ناکاماتو هیچ علاقه ای به ثبت و ضبط اسناد و مقالات به طور رسمی و مرتبط با دولت رو نداشته. اون وایت پیپر و تکنولوژی اش رو از بدو معرفی بیت کوین به صورت متن باز در دسترس عموم قرار داده و این نشون دهنده ی اعتقاد این شخص/اشخاص به اجتماع و نه فردگرایی، نه مالکیت و نه تمرکز دانش، قدرت و یا پول هست. خلاصه اینکه این فرد به خاطر ابزارهایی که داره تونسته باعث فریب آدم ها بشه و از این راه کسب درآمد کنه. امیدواریم که اجتماع کریپتوکارنسی جلوی این کار رو بگیره تا در آینده افراد دیگری ادعای مشابه نداشته باشن و وقت ما رو نگیرن و حواس ما رو از مسائل مهم تر دور نکنند!

و این مساله محدود به جامعه کریپتوکارنسی نمیشه. این عوام فریبی، انتشار اخبار ناصحیح و جهت دار تو سیاست هم دیده می شه و نمونه بارز اون فاکس نیوز و موارد مرتبط به ترامپ هست. پیرو این ماجرا می بینیم که این فریب ها در سطح جهانی تا چه اندازه می تونه مخرب باشه. پس آگاه باشیم و آگاهی رو هم گسترش بدیم.

کریگ رایت

 

برای نگارش این مقاله از منابع زیر استفاده شده است:
Bitcoin magazine

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*