یک هفته زندگی و خرید فقط با بیت کوین، روز دوم: مصیبت های حمل و نقل

روز اولروز سومروز چهارمروز پنجم

این مقاله بیش از هفت سال پیش نگارش شده است

روز دوم

بعد از یک روز زندگی و خرید با بیت کوین، دیگر از اینکه مجبورم پیاده همه جا بروم حسابی خسته شده ام. سیستم حمل و نقل عمومی سانفرانسیسکو توکن های دیجیتالی ام را قبول نمی کند. با تاکسی های آنلاین Lyft، Sidecar و Uber تماس گرفتم که ببینم این شرکت های فناورانه و هوشمند سکه های دیجیتالی ام را قبول می­کنند یا نه، اما به درؚ بسته خوردم. ( Fred Ehrsam، کارمند شرکت صرافی بیت کوین Coinbase، گفته بود که دارد با یک شرکت سرویس هم مسیری/تاکسی آنلاین درباره ی پذیرش بیت کوین مذاکره می کند، اما اسمی از آن نبرد. به هر حال، در این هفته فایده ای برای من ندارد.) وقتی از یک مغازه ی کرایه ی دوچرخه درمورد پرداخت با بیت کوین پرسیدم، متصدی گفت:”بیت چی؟”

در انجمن مربوط به بیت کوین سایت Reddit، از روش های حمل و نقل پرسیدم. یک نفر گفت که دوچرخه اش را در ازای 0.05 بیت کوین، یک هفته به من کرایه می دهد. از آنجا که این مقدار بیت کوین آن موقع فقط 6 دلار می ارزید، وقتی که گفت داشته شوخی می کرده و اصلا در ایالت جورجیا زندگی می کند، تعجب نکردم. یک کاربر دیگر به نام “willworkforBTC” (در ازای بیت کوین کار می کنم) پیشنهاد داد که کارت بلیط حمل و نقل عمومی ام را شارژ کند تا بتوانم از اتوبوس، قایق و مترو استفاده کنم، اما این کار به نظرم تقلب بود. کاربر دیگری گفت که حاضر است راننده شخصی ام شود، اما وقتی در مورد هزینه ی کار از اون پرسیدم، غیبش زد.

وقتی در مورد این مشکل با همکارها و دوست هایم حرف می زنم، فورا راه حلی پیدا می شود. چهار نفر پیشنهاد دادند که دوچرخه شان را این هفته به من قرض بدهند. من قدردان اقتصاد پایاپای و همینطور فرصت دوباره برای دوچرخه سواری تا محل کار هستم. قبلا در نیویورک و واشنگتن با دوچرخه سر کار می رفتم، تا اینکه در واشنگتن چرخ عقبش برخورد ناگواری با ریل قطار داشت، و تعمیرکننده های دوچرخه نتوانستند کاری برایش بکنند.

تعداد زیادی از آدم هایی که می شناسم از اینکه بیت کوین داشته باشند، هیجان زده می شوند. حداقل در سانفرانسیسکو، داشتن سکه ی رمزنگاری شده یک جورهایی حکم باحال بودن دارد. یکی از دوست هایم که در سازمان EFF کار می کرد، قیمت 0.25 بیت کوین را برای یک هفته پیشنهاد داد( که در آن زمان حدودا 36 دلار میشد). او یک کیف پول دیجیتالی برای گرفتن بیت کوین من تهیه کرد و یک دوچرخه ی کاملا بدرد بخور با ترمزهای معمولی به من قرض داد. این شد که چهارشنبه صبح، با 3.75 بیت کوین در کیف پولم دیجیتالی ام از خانه بیرون آمدم و بیست دقیقه ای به محل کارم رسیدم. دوچرخه برای رفت و آمد داخل شهری عالی است، اما نمی دانم چطور باید روز یکشنبه با آن به جشن تولد شوهرخواهرم در Mill Valley بروم؛ مسیری پر از پستی و بلندی در پیش دارم که رفت و برگشتش با دوچرخه 4 ساعت طول خواهد کشید.   

قیمت بیت کوین دارد پایین می آید. سه شنبه شب که خوابیدم هر بیت کوین 136 دلار ارزش داشت. روز چهارشنبه، قیمتش وارد کانال 120 دلار شده. هفته ی قبل برنامه ریخته بودم که یکی از همکارانم را برای نهار بیرون ببرم. قرار بود به رستوران Underground Ramen که به قول یکی دیگر از همکارها “بهترین رامن را در کل شهر دارد”، برویم. با رستوران تماس می گیرم که ببینم بیت کوین قبول می کنند یا نه. پیشخدمت در میان همهمه ای که غذاخوری ها معمولا موقع بعد از ظهر دارند، می پرسد:” بیت کوین”؟ با امیدواری توضیح می دهم: “بله، برای پرداخت”. جواب می دهد: “خیر، فقط پول معمولی قبول می کنیم”.

در عوض دوباره می روم سراغ Foodler و به قیمت 20 دلار که 16% نرخ آن روز بیت کوین است، غذای چینی سفارش می دهم. غذای من پنیر سویا با قارچ سیاه است و همکارم جوجه با سس لوبیای سیاه می خورد. فال داخل شیرینی شانسی (نوعی شیرینی توخالی که یک کاغذ فال داخل آن گذاشته شده) که با بیت کوین خریده ام، به نظرم یا کنایه دار است یا دلگرم کننده:” لازم نیست نگران باشی! همیشه هرچیزی را که لازم داری، خواهی داشت”.

با غذایم یک نوشابه رژیمی سفارش دادم تا کافئین دریافت کنم، چون هنوز جایی پیدا نکرده ام که در ازای بیت کوین قهوه بفروشد. یکی از فالوئرهاییم در توییتر، کافه Coupa در محله ی Palo Alto  را پیشنهاد می کند، اما وقتی تماس می گیرم می گویند که هنوز در حال راه اندازی سیستم برای پذیرش بیت کوین هستند. تازه، این کافه در Palo Alto است که 32 مایل با محل کارم فاصله دارد، من هم که مشکل پرداخت پول برای حمل و نقل دارم.

بعد از نهار به  Christian Dumontet سی و چهار ساله، از موسسان شرکت بوستونی Foodler، زنگ میزنم و می گویم:” ممنون که این هفته جونم رو نجات دادین”. اگر Foodler بیت کوین قبول نمی کرد، مجبور می شدم کل این هفته برای نهار غذاهای آماده ی SurvivalFood را بخورم.

Foodler توسط سه مهندس نرم افزار شرکت Cisco در سال 2004 طراحی شد. آنها اوایل کار شخصا به رستوران های بوستون سر می زدند تا آنها را راضی به ثبت نام در سرویس شان کنند. Foodler مبلغ 6% از هر سفارش آنلاین را به عنوان کارمز پایه دریافت می کند. در حال حاضر، 12000 رستوران برای سفارش گیری در شهرهای بزرگ سراسر کشور در این سایت حضور دارند، که همه ی آنها با واسطه بیت کوین قبول می کنند.  

از Dumontet می پرسم که چرا Foodler شروع به پذیرش بیت کوین کرد. اینطور جواب می دهد که:” رمزنگاری ای که پشت صحنه ی بیت کوین هست، خیلی برام جذابه. ما از نرم افزارها سر رشته داریم و نوآوری برامون هیجان انگیزه. این یکی از چیزهایی بود که به ما انگیزه داد. اما قبول کردن بیت کوین برای ما هم فایده هایی داره: از کارمزد تراکنش و بازپرداخت خلاص میشیم، و نیازی هم نیست نگران کلاهبرداری باشیم”.

تنها کارمزدی که Foodler پرداخت می کند، همان 0.0005  بیت کوینی است که به ماینرهای محاسباتی جا به جا کننده ی این ارز می دهد تا به سریعتر انجام شدن تراکنش های آن کمک کرده باشد. اگر Foodler با این مسئله که تراکنش هایش یک  ساعت طول بکشند مشکلی نداشت، نیازی به پرداخت همین کارمزد هم نبود، اما یک ساعت برای یک آدم گرسنه زمان انتظار زیادی است.

Foodler از دو هفته پیش که پذیرش بیت کوین را شروع کرده، حدودا اندازه ی 10000 دلار از این ارز دیجیتالی را دریافت کرده است. وقتی که موجودی بیت کوین این شرکت به یک حد مشخص می رسد، آن را به اسکناس های موجود تبدیل می کند، چون قیمتش آنقدر ثبات ندارد که Foodler ریسک نگه داشتن خود سکه ها را بپذیرد.

Dumontet معتقد است:” اگه حساب های پس اندازی برای بیت کوین وجود داشته باشن که سود پرداخت کنن، یا اگه کسبه ی بیشتری بیت کوین رو با قیمت های از پیش تعیین شده قبول کنن، این کارها باعث ثبات بیشتر قیمتش میشه”. او می گوید که یک فروشگاه کوچک در فاصله ی نیم مایلی من هست که از شرکای Foodler است و توصیه می کند که برای خوردن قهوه به آنجا بروم.

وقتی Foodler شروع به پذیرش بیت کوین کرد، اطلاعیه ای رسمی در این مورد داد. ظاهرا کسبه ی بسیاری متوجه این موضوع شده اند که فراهم کردن امکان پرداخت با بیت کوین روش خوبی برای جلب توجه است. دیروز، بعد از اینکه اولین قسمت از این پست را منتشر کردم، لینک های زیادی در مورد متخصصانی که بیت کوین قبول می کنند، به من ارسال شد: یک وکیل در هیوستون، یک روان درمانگر مسائل عاطفی در برکلی و یک طبیب مفصلی در آلامدا.

Patrick Dobbins که همان طبیب مفصلی است، می گوید:” من این آگهی رو دو سال پیش دادم، اما شما اولین نفری هستین که تماس می گیرین. بیت کوین برای من جالب بود و می خواستم ببینم چقدر واقعیه. اما تا حالا کسی نیومده اینجا که بخواد با بیت کوین پرداخت کنه، برای همین هنوز خیلی واقعی به نظر نمیاد. البته ظاهرا می تونه واقعی بشه چون مثل پرداخت با کارت اعتباری آسونه”.

بعد از ظهرم را به فکر کردن درباره ی یک معضل می گذرانم. چهارشنبه اول ماه می است و معمولا روز اول ماه، من اجاره خانه ام را پرداخت می کنم، گرچه پنج روز مهلت دارم که پول را به دست صاحبخانه برسانم. صاحبخانه یکی از دوستانم است که مجبور شد آپارتمانش را به مدت شش ماه رها کند و به برزیل برود. معمولا از طریق Paypal پول را برایش می فرستم، و از کجا معلوم، شاید یک روز بشود با بیت کوین هم در Paypal پرداخت انجام داد. مدیرعامل eBay اخیرا به روزنامه ی wall street journal  گفت که Paypal در حال بررسی اضافه کردن بیت کوین به پرداخت های آنلاین اش است. اما این اتفاق به این زودی ها نخواهد افتاد و به همین دلیل، ایمیلی به صاحبخانه ام می فرستم و برایش توضیح می دهم که تنها پولی که این هفته دارم، بیت کوین است. از او می پرسم که آیا مایل است یک کیف پول دیجیتال یا حسابی در سایت Coinbase برای خودش درست کند تا بتوانم چند بیت کوین برایش بفرستم یا نه، و می گویم:” تا جایی که من میدونم، توی برزیل استفاده از بیت کوین نسبت به دلار آمریکا آسونتره”.

جواب او این است که :”اوه نه، متاسفم. میخوای اصلا هفته ی بعد که داستانت تموم شد پول رو بهم بدی؟” با این که قدردان انعطاف پذیری اش هستم، اما این کار به نظرم تقلب است. سری به Pacific Tradewinds  می زنم که خوابگاهی مخصوص کوله به دوش ها نزدیک محل کارم است و ادعا دارد که بیت کوین قبول می کند. خوابگاه که دری بسته و یک زنگ دارد، در خیابان Sacramento واقع شده و جای ناامنی به  نظر می رسد. زنگ را می زنم تا در مورد کرایه ی اتاق با بیت کوین سوال کنم، اما آنها می گویند که اتاق خالی ندارند و به ایمیلی هم که می فرستم جوابی نمی دهند. تنها گزینه ی باقی مانده برای اقامت در سانفرانسیسکو با بیت کوین، 20 mission است، که یک “جامعه ی کوچک استارت آپی” واقع در قلب محله ی روشنفکرنشین شهر است. این مکان را Jared Kenna، مدیر عامل یک شرکت تجارت بیت کوین به نام Tradehill، تاسیس کرد. در همان مهمانی بیت کوینی سه شنبه شب با او کمی آشنا شدم. او می گوید که در نظرش این جا ترکیبی است از محل زندگی هکرها و مرکز رشد استارت آپ ها؛ هرچند فعلا در حال پرورش هیچ استارت آپی نیست. همینطور می گوید که 10% از آدمهایی که در این “هکر خانه” ی 41 اتاقی زندگی می کنند، کرایه هایشان را با بیت کوین می پردازند. وقتی که می خواهم به طور آنلاین اتاقی در آنجا رزرو کنم، به یک صفحه ی AirBnB ارجاع داده می شوم که دیگر معتبر نیست؛ کسی هم به ایمیلم جواب نمی دهد.

از روی ناچاری، دو بیت کوین را از حساب Coinbase خودم  با یک ایمیل به صاحبخانه می فرستم. بیت کوین ها فورا از کیف پولم محو می شوند، اما فعلا بین زمین و هوا معلق هستند تا وقتی که او یک کیف پول الکترونیکی بسازد و آنها را دریافت کند. در واقع می شود گفت که همین الان پول نقد را داخل یک رود دیجیتالی انداختم. واقعا امیدوارم که او این پول را از آب بیرون بکشد، چون تا جایی که می دانم، خودم دیگر راهی برای پس گرفتنش ندارم.

دو سکه ی دیگر هم از حسابم کم شد و حالا 1.75 بیت کوین دارم. کمی استرسؚ این را دارم که موجودی ام تمام شود، گرچه کم کم بعضی افراد دارند از طریق آدرسی که در پست دیروزم برای دریافت کمک های مردمی گذاشته بودم، برایم انعام می فرستند. تصمیم می گیریم که این اتفاق را جشن بگیرم، و از Bitcoin Coffee که مرکز آن در آلاباماست و سایت BluePlateWines.com، قهوه (0.068 بیت کوین) و شراب (0.2375 بیت کوین) سفارش می دهم. هر دو سایت پس از ثبت سفارش، یک آدرس پرداخت نمایش می دهند – یک رشته ی طولانی از اعداد و حروف – که می توانم به آن بیت کوین بفرستم و بعد، منتظر نوشیدنی های خوشمزه ام باشم. امیدوارم سفارشم را زود ارسال کنند.

بعد از ساعت 7 عصر، با دوچرخه به خانه برمی گردم. کار کردن با بیت کوین خیلی وقت گیر تر از چیزی است که در طول روز به آن عادت دارم و پرس و جو و تحقیق بیشتری هم می طلبد. این باعث می شود که روز کاری سخت تری هم داشته باشم. تصمیم می گیرم که برای شام، سایت PizzaforCoins.com را امتحان کنم. این سایت ایده اش را از داستان معروف پیتزاهای دو میلیون دلاری گرفته است، که در آن یکی از اولین تراکنش های واقعی با بیت کوین، در سال 2010 انجام شد. داستان از این قرار است که در بریتانیا، یک دارنده ی بیت کوین، 10000 سکه را – که در آن زمان قیمت هر کدام چند پنی بود – به یک نفر می فرستد و او با استفاده از کارت اعتباری برایش دو عدد پیتزا سفارش می دهد. با نرخ امروز بیت کوین، قیمت آن پیتزاها 2.3 میلیون دلار بوده است.

انتخاب هایی که در این سایت دارم، رستوران های Pizza hut، Dominos یا Pizza Johns است. وقتی که Pizza Hut را انتخاب کردم، باید به سایت بگویم که کدام محل به من نزدیک تر است و بعد، سفارش را ثبت می کنم. قیمت همه چیز به بیت کوین نوشته شده است. یک پیتزای بزرگ کمی بیشتر از 0.1 بیت کوین قیمت دارد. قارچ می شود 0.0210 بیت کوین. پیتزا و چاشنی مورد نظرم را انتخاب می کنم و قیمت کل سفارش می شود 0.2375 بیت کوین یا 28.19 دلار، که به نظر زیاد است، اما من گرسنه ام و گزینه هایم محدود هستند. بیت کوین هایم را به کیف پول سایت انتقال می دهم و بعد، ایمیل تایید سفارش به دستم می رسد.

حدودا 15 دقیقه بعد، ایمیلی از طرف Matt در PizzaforCoins.com دریافت می کنم که می گوید می خواهد چیزی به سفارشم اضافه کند. در ایمیل نوشته:” به خاطر نوسان قیمت امروز صبح، نرخ تبدیل بیت کوین ما کمی پایین بود. شکلات را ترجیح می دهی یا دارچین؟” درخواست دارچین و همینطور یک مصاحبه با او را می کنم، که قرارش را برای صبح فردا می گذاریم.

پیتزایم 30 دقیقه بعد از راه می رسد. یک روز دیگر هم با بیت کوین زنده ماندم. هنوزم هم سقفی بالای سرم هست، اما نمی دانم تا کی.   

منبع:

Forbes

نظرات (3)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*