یک هفته زندگی و خرید فقط با بیت کوین، روز اول: شروع سفر

روز دومروز سومروز چهارمروز پنجم

این مقاله بیش از 7 سال پیش نگارش شده است.

روز اول

صبح سه­ شنبه، همه ­ی اسکناس­ ها و کارت های اعتباری کیفم را خالی کردم و از خانه بیرون زدم. در هفته های اخیر، روزنامه­ نگارهای زیادی از نحوه­ ی خرید بیت کوین و دلهره­ هایی نوشته­ اند که با دیدن بالا و پایین شدن های هیجانی قیمت آن متحمل شده اند. اما خرید بیت کوین فقط یک قمار است. ویراستار من چالش جدیدی را مطرح کرد که با آن بتوانیم عیار واقعی این ارز را محک بزنیم: “فکرتون فقط خریدن بیت کوین نباشه، یه هفته با خودؚ بیت کوین خرید کنید”.

امیدوارم بتوانم با این توکن های مجازی که می ­گویند تراکنش ­های آنلاین را ناشناس­تر و غیرمتمرکزتر می­ کنند، زنده بمانم. لازم نیست برای هر خریدی اسم و شماره کارت اعتباری­تان را بدهید، چون خرید با بیت کوین، معادلؚ آنلاینؚ دادن پول نقد است.

هفته­ ی پیش، از صرافی آنلاین Coinbase پنج بیت کوین خریدم. قبل از آن می ­خواستم خریدم را از صرافی ژاپنی Mt. Gox که قیمت بیت کوین را تعیین می­ کند انجام دهم، اما بانک نتوانست پولم را به حساب Mt. Gox انتقال دهد، چون حسابشان مسدود شده بود. در عوض بیش از 600 دلار به حساب Coinbase  انتقال دادم و سکه های مجازی ام را به قیمت هر کدام 126.69 دلار خریداری کردم. این تراکنش که دوشنبه آغاز شده بود، روز جمعه تکمیل شد و وقتی بیت کوین­ هایم رسیدند، قیمت هر کدام 142 دلار شده بود.

اولین کاری که باید می­ کردم این بود که بفهمم چطور با بیت کوین غذا بخرم. دو جا در سانفرانسیسکو هستند که بیت کوین قبول می­ کنند: یک رستوران سوشی که چندین مایل با محل زندگی­ ام فاصله دارد و یک کاپ کیک فروشی که در مسیر خانه به محل کارم است. از بابت یک هفته غذا خوردن در رستوارن سوشی بخاطر فاصله اش با محل زندگی ­ام (و همینطور مقدار جیوه­ ی غذاهای آن)، نگران بودم. در حال حاضر در سانفرانسیسکو، تاکسی ها، سرویس های هم مسیری (مثل اسنپ خودمون) و سیستم حمل و نقل عمومی بیت کوین قبول نمی ­کنند؛ من هم نگران این بودم که خوردن تمام وعده ها در آن کاپ کیک فروشی، چه اثری روی سایز کمربندم خواهد گذاشت.

چند گزینه ی آنلاین وجود داشت: سایت bitcoinclassifieds که در آن افراد کارته ای هدیه­ ی رستوران تاکوبل (Taco Bell) و مربا و کنسروهای خانگی در ازای بیت کوین معامله می­ کنند، و سایت SurvivalFood.com که در آن بسته های تنقلاتی انرژی­ زای پرکالری که برای مصرف چند هفته کفایت می­ کند، به آنهایی که خود را آماده­ی حمله ­ی زامبی­ ها یا حوادث آخرالزمانی دیگر می­ کنند، ارائه می­ شود. سایت  The Bozeman که دفتر اصلی آن در ایالت مونتانا بود، بیت کوین قبول می­ کرد. چیزی نمانده بود یکی از بیت کوین­ هایم را خرج آذوقه­ های غذایی اضطراریؚ نه چندان جالب ولی بسیار گران قیمت کنم، که یکی از دوست هایم عبارت “بیت کوین و تحویل غذا” را گوگل کرد. او به من سرویس تحویل غذای Foodler را معرفی کرد که با تعداد زیادی از رستوران­ های سانفرانسیسکو شریک شده و از هفدهم آوریل شروع به پذیرش بیت کوین کرده است. نفس عمیقی به راحتی کشیدم و یک بیت کوین به حسابی در سایت Foodler واریز کردم. با این کار بین کوین­ هایم 4 تا شدند و 130 دلار اعتبار برای سفارش غذا در طول هفته بدست آوردم.

اما سه شنبه صبح که از خواب بیدار می ­شوم و هوس ماست و گرانولا و قهوه می­کنم، ­سرویس تحویل غذا خیلی به دردم نمی­ خورد. باید پیاده سر کار بروم چون نمی­توانم سراغ سیستم حمل و نقل سریع­ السیر که معمولا از آن استفاده می ­کنم بروم. در مسیرم سری به نانوایی Cups and Cakes که بیت کوین قبول می­کند می زنم، اما بسته است. از جلوی یک فروشگاه استارباکس رد می ­شوم و دهانم آب می­ افتد.

پیاده رفتن از آپارتمانم در محله ی mission تا دفتر محل کارم در محله ­ی تجاری شهر، که مسیری 2.5 مایلی است، 45 دقیقه طول می­کشد. وقتی به دفتر می ­رسم دارم از گرسنگی تلف می­شوم. از شدت گرسنگی، ساعت اول نمی­ توانم خیلی روی کارم تمرکز کنم، برای همین ساعت 10:30 از یک رستوران هندی در سایت Foodler سفارش غذا می ­دهم. مانگو لاسی و ماتار پنیری که خریده­ام 18 دلار یا 13 درصدؚ 136 دلار ارزش بیت کوین، برایم آب می­ خورد. دو ساعت طول می­کشد تا غذا به دستم برسد. تا الان که زندگی روزمره با بیت کوین حسابی کفرم را در آورده است. تازه، کمبود کافئین شدید هم دارم. به این نتیجه می­ رسم که خوردن قهوه ­ی مجانی در محل کارم در Forbes گزینه خوبی است، چون به هر حال چیزی نیست که من بابتش پولی بدهم. چیزی هم نیست که معمولا آن را بخورم چون بدمزه است.

یکی از کلک هایی که این هفته زده ام این است که از سرویس Verizon گوشی آیفونم استفاده می­ کنم، با وجود اینکه نمی توانم با بیت کوین هزینه­ ی آن را بپردازم. باعث تاسف است، اما نیاز دارم که بتوانم با گوشی­ ام در طول این هفته خرید انجام دهم. قبلا به این فکر کرده بودم که سرویس تلفن همراه را از سایت Bitcoinwireless.com بخرم. قاعدتا می­توانستم یک گوشی موبایل از بازار بیت کوین که Bitmit نام دارد تهیه کنم – یک گوشی آیفون حدود سه بیت کوین/400 دلار در این بازار قیمت دارد – و بعد، از سایت BitcoinWireless اعتبار تماس بخرم، اما این سایت از کار افتاده است.

Alex Waters، مدیر فناوری اطلاعات صرافی بیت کوین BitInstant، که سرویس BitcoinWireless  را به وجود آورده بود می­ گوید: “این سرویس مدت کوتاهی فعال بود. هیچ سودی در کار نبود. فقط یک پروژه­ ی جانبی بود که توجه زیادی به خود جلب کرد”.این سایت فقط به مدت یک ماه فعال بود، اما بیش از هزار کاربر به خود جلب کرد که می خواستند با پرداخت بیت کوین، اعتبار تماس برای حساب های تلفن های خود خریداری کنند.

Waters می­گوید: “ما تقاضای خیلی بیشتری نسبت به آنچه که پیش بینی کرده بودیم، دریافت کردیم”. 60 درصد آنهایی که به سایت هجوم آوردند در خارج از کشور و در آمریکای جنوبی، اروپای شرقی و آفریقا بودند، یعنی مناطقی که در آنها افراد اغلب باید برای استفاده از خدمات تلفن همراه یک شرکت، سیم کارت های اعتباری آن را از فروشگاه­ها خریداری کنند یا با کارتهای اعتباری ( که ممکن است نداشته باشند) به طور آنلاین هزینه ­ی آن را پرداخت نمایند.

مشکلی که وجود داشت هماهنگ کردن این سیستم با شرکت های ارائه دهنده­ی اینترنت بی سیم به تلفن­ های همراه بود. Waters می­ خواهد در تابستان پیش رو یک کارآموز را به مجموعه اضافه کند تا روی سایت کار کرده و عملکرد آن را بهبود ببخشد. آنها امیدوارند که دوباره سایت را با همراهی تعداد بیشتری ارائه دهنده­ ی اینترنت، که تماس­ های گرفته شده با API آنها را وصل می­ کنند، راه­ اندازی نمایند. Waters معتقد است:” تلفن همراه یک وسیله­ ی روزمره است که مردم به آن احتیاج دارند. هدف از Bitcoinwireless این است که افراد بیشتری بتوانند از بیت کوین استفاده کنند”.

بعد از تماس تلفنی ام، سری می­زنم به دفتر کارگزاری بیت کوین Coinbase که کیف پولم را در این هفته تامین می­ کند. تا دفتر آنها که در شهرک صنعتی استارت آپی واقع در بخش جنوبی خیابان market street سانفرانسیسکو است، باید یک مایل پیاده راه رفت. از جلوی یک مغازه ی کرایه­ ی دوچرخه عبور میکنم، سرم را داخل می­ برم و می­ پرسم که آیا بیت کوین قبول می­ کنند یا نه. متصدی جواب می­دهد:”بیت چی چی؟” برایش توضیح می­دهم که بیت کوین یک ارز دیجیتال است، او هم شانه ­هایش را بالا می­ اندازد و می­ گوید: ” من اصن تلفن همراه ندارم”.

دفتر Coinbase آپارتمان دو طبقه­ ی دلبازی است با دیواری سراسر پنجره، که در ساختمانی رو به روی یک کافی شاپ وسوسه­ انگیز قرار دارد. در وبسایتشان عکس هایی از دفترشان هست، اما این مکان با آن چیزی که Google map در سایتشان نشان می­ دهد، کمی متفاوت است. Fred Ehrsam در مورد چالش ایجاد اعتماد در حوزه­ ی معامله­ ی ارزهای دیجیتال می­ گوید:” ما آدم های واقعی هستیم، هویت واقعی داریم و می­ خواهیم همه بدانند ما چه کسی هستیم و دفتر کارمان چه شکلی است، اما نمی­ خواهیم کسی سرزده به اینجا بیاید.”

Coinbase نه ماه قبل توسط Brian Armstrong و با حمایت شرکت شتاب دهنده­ ی Y Combinator تاسیس شد. در آن زمان Armstrong یک متخصص شناسایی و پیشگیری از تقلب در AirBnB بود که فهمیده بود این شرکت بخاطر کارمزد تراکنش­ های کارت ­های اعتباری و تبدیلات ارزی، چقدر پول از دست می­دهد. Ehrsam که قبلا در شرکت مالی Gold Sachs کار می­ کرده و با آن تیشرت آبی روشن polo، شلوار جین و کفش های قایقی­ اش تیپی دانشگاهی دارد، معتقد است که:” این کارمزد حداقل 6 درصد از تک تکؚ معاملات بود. ما می ­خواهیم بازده تراکنش­ ها را بالا ببریم تا بشود بدون کارمزد، به هرکجای دنیا پول فرستاد”.

Coinbase در حال حاضر 115هزار کاربر دارد. آنها 90 درصد حساب های مشتریان را به طور “فریز شده”، یعنی آفلاین و روی فلش نگه داری می­ کنند و از آنها بک آپ کاغذی گرفته اند، که همه­ ی اینها در صندوق امانات در بانک نگهداری می شود. دو ماه قبل، حجم مبادلات بیت کوین آنها یک میلیون دلار بود. در ماه مارس، این رقم به 3 میلیون دلار رسید. Ehrsam می­ گوید حجم مبادلات در ماه آوریل 10 میلیون دلار خواهد بود (به روز رسانی – هفتم ماهؚ می: در واقع حجم مبادلات ماه آوریل 15 میلیون دلار شد).

برای Coinbase، جنبه ی مثبت بیت کوین همان ذات پایاپایؚ این ارز است، که به افراد این امکان را می­ دهد تا بدون دخالت دولت­ ها یا بانک­ ها تراکنش آنلاین انجام دهند. مشکل بیت کوین همیشه این بوده که خرید آن آسان نیست و برای ساختن کیف پول رمزنگاری شده ی خود و نگه داشتن پول در گوشی هوشمند یا کامپیوتر، باید کمی دانش فنی داشت. Coinbase این پول را به فضای ابری برده تا استفاده از آن بسیار راحت تر شود، اما با این کار ویژگی غیرقابل ردیابی بودن آن را از بین برده است. حساب Coinbase من به حساب بانکی ام وصل شده است.

Coinbase  در حال ایجاد شراکت با معامله ­گرانی – مثل WordPress و OkCupid – است که به دنبال مکانیزم ­های پرداختی هستند که مشمول کارمزد نبوده و غیرقابل برگشت نیز باشند – یعنی بازپرداختی در کار نباشد.

Ehrsam حقوقش را به بیت کوین دریافت می­ کند، درست مثل سومین کارمند شرکت که صاحبخانه ­اش را راضی کرده پول کرایه را به بیت کوین بگیرد. با نزدیک شدن به موعد پرداخت اجاره خانه در ماه می، این چالش پیش روی من هم هست. از Ehrsam  سوال می­کنم که چرا نمی­توانم از اپلیکیشن آیفون Coinbase خودم برای انجام پرداخت ها استفاده کنم. این اپلیکیشن فقط تاریخچه­ ی تراکنش هایم را نشان می­ دهد و باید در عوض با یک مرورگر وارد حسابم شوم. جواب می­دهد:” این کار، کار اپل است. آنها هنوز با بیت کوین راحت نیستند و اپلیکیشن­ هایی که امکان خرید و فروش آن را بدهند را تایید نمی­ کنند. گوشی های اندروید چنین محدودیتی ندارند”.

پیاده از Coinbase به خانه بر می­ گردم و ته مانده­ ی غذای هندی ام را می خورم.  بعد از پنج مایل پیاده روی و تحمل یک روز کاری کامل آن هم با یک فنجان قهوه­ ی معمولی، دیگر از پا افتاده­ ام، اما هنوز یک کار بیت کوینی دیگر هست که باید انجام بدهم. چند نفر از کاربران اپلیکیشن  Meetup قرار است یک مهمانی 100 دلاری بیت کوینی در یک بار در جنوب محله­ی Haight برگزار کنند تا رشد هیجان انگیز قیمت آن را جشن بگیرند.

بعد از 20 دقیقه پیاده روی، به بارؚ Noc Noc می­ رسم. خوشبختانه دور اول نوشیدنی­ ها مجانی است و به حساب کسی است که مهمانی را ترتیب داده، وگرنه نمی ­توانستم نوشیدنی Leffe بخورم چون آنجا بیت کوین قبول نمی­کنند. اکثر حاضرین مردان بیست و اندی ساله هستند. یکی از مردان میانسال در مورد کتاب “خصوصی سازی پول” اثر فردریش هایک و احتمال تبدیل بیت کوین به یک ارز جهانی داستان سرایی می ­کند. من دارم با آدم هایی حرف میزنم که از سال 2010 بیت کوین جمع می­ کنند و تعداد زیادی از آن را وقتی که قیمت کمی داشته، خریده اند.

یک توسعه دهنده ­ی نرم افزار که در همان اوایل سکه ها را روی کامپیوترش ماین کرده است، می ­گوید:” نرم افزاری دانلود کردم که شبانه روی کامپیوترم در حال اجرا باشد. صبح وقتی که از خواب بیدار می ­شدم، این نرم افزار 50 بیت کوین جدید برایم تولید کرده بود.الان برای انجام چنین کاری باید نرم افزارهای بسیار قدرتمند تری در اختیار داشت”. به گفته ی خودش، در آن روزها، او 200 بیت کوین را در عرض دو ماه خرج یک بازی آنلاین کرد – که معادل امروزی اش می ­شود 27200 دلار. حالا تعدادی بیت کوین برایش مانده که نمی ­داند بفروشد یا نگه دارد.

حتما بعضی از آدم هایی که اینجا هستند عضو “باشگاه میلیاردرهای بیت کوین” اند، که بیت کوین را با قیمت چند پنی خریده اند و شاهد رشد قیمت آن به 100 و 200 دلار در هفته های اخیر بوده­ اند؛ آنها دوس ندارند خیلی در مورد اینکه چندتا بیت کوین دارند حرفی بزنند. البته همه­ ی آنها دید دراز مدت به بیت کوین ندارند. بعضی­ هایشان چیزی در بازار سیاه آنلاین Silk Road خریده اند و بعضی دیگر بدهی هایشان را داده اند. یکی از آنها تیشرت با طرح بیت کوین با قیمت 0.25 بیت کوین (یا 36 دلار) می ­فروشد. حداقل 70 نفر در این دورهمی حضور دارند و چند نفرشان تیشرت­ هایش را می­ خرند و با گوشی هوشمند، بیت کوین را از کیف پول­های دیجیتالشان می ­فرستند به فروشنده که آدرس پرداخت بیت کوین­­ اش داخل یک کد قابل اسکن قرار گرفته است.

کسی که این دورهمی را در Meetup ترتیب داده، یک متخصص کامپیوتر است که می­ گوید هروقت قیمت بیت کوین 20 درصد بالا می­ رود، 5 درصد از سکه هایش را می­فروشد. می­ گوید: “این کار را می­کنم تا اگر قیمتش به صفر دلار سقوط کرد، همه چیزم را از دست ندهم”. اما هدف او از سرمایه گذاری در بیت کوین، پول در آوردن نبوده است. در ادامه می ­گوید:”می خواهم پول از دولت جدا شود. بنظرم این می ­تواند دنیا را عوض کند”.

ساعت 9 در سرمای شب، یک مایل تا خانه پیاده روی دارم. معمولا در چنین شرایطی تاکسی می­گیرم، اما تاکسی­ها هنوز این ارز را که ظاهرا می­ تواند دنیا را عوض کند، قبول نمی­ کنند. بخاطر هشت مایل پیاده روی و دریافت مقدار ناچیزی کافئین، قبل از ساعت ده – که به طوری غیرعادی زود است – خوابم می ­برد. زندگی کردن با بیت کوین خسته کننده است.  

منبع:

Forbes

نظرات (6)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*