حریم خصوصی علیه بردگی مدرن

data

انقلاب کشاورزی بزرگترین فریب تاریخ بود. اما چه کسی مسئول است؟ حقیقتا هیچ کس؛ نه پادشاهان، نه واعظان دینی و نه تجار. مجرمان اصلی درواقع یک گونه از گیاهان بودند؛ گیاهانی مثل گندم، برنج و سیب زمینی. این گیاهان انسان را تحت تسلط خود قرار دادند.

گندم، انسان را در جهت منافع خود فریب داد. برای 10هزار سال انسان به راحتی با شکار و جمع آوری غذا زندگی می کرد اما زمانی فرارسید که بیش تر زمان اش را برای کشت گندم صرف کرد. از این تاریخ به بعد و برای هزاران سال است که انسان ها در بسیاری از بخش های جهان از صبح تا شب مشغول مراقبت از گیاهان گندم اند. این کار آسان هم نبود. گندم به خدمتگزاران زیادی نیاز داشت؛ چرا که از سنگ و سنگریزه خوشش نمی آمد؛ پس انسان به قیمت از دست دادن سلامت کمر خود، خم و راست شد و سنگریزه ها را جمع کرد.
گندم از تقسیم منابعش مانند فضا، آب و مواد مغذی نیز خشنود نمیشد. پس مردان و زنان علف ها و تهدیدات منافع مشترک گندم را برچیدند. گندم مریض شد؛ انسان مسئولیت مراقب از آن در برابر حمله کرم ها و قارچ ها را برعهده گرفت تا گندم در امان باشد. گندم تشنه بود؛ پس انسان برای آن آب تهیه کرد. گرسنگی گندم حتا آدمیزاد را مجبور به جمع آوری مدفوع حیوانات کرد تا شرایط برای رشد آن مهیا و بهینه شود.

+هومودئوس، یوال نوح هراری

اطلاعات: زمین رقابت ماشین و انسان

dataism

احتمالا عبارت انتقال سینه به سینه اطلاعات به گوش تون خورده؛ بزرگ ترهامون به این روش برامون داستان تعریف می کردن. داستان هایی که از بزرگ ترهای خودشون شنیده بودن؛ این اطلاعات جایی نوشته نشده بود و تنها بین یک گروه کوچکی می چرخید. در گذشته و قبل از ایجاد ابزارهای فعلی، تنها راه ارتباط، به همین شیوه بود. اما زمانی که انسان به کشاورزی پرداخت و مفهوم پول رو ابداع کرد، دایره این گروه ها و چرخش اون گسترده تر شد؛ و در نهایت هر گروه می تونست به اجتماع دیگه ای متصل بشه و به تبادل اطلاعات و منابع بپردازه.

این گسترش روی همه چیز، اعم از غذا، محصولات، مردم و خود اطلاعات تاثیر گذاشت و می تونست در حداقل زمان به جاهای مختلفی سفر کنه. اهمیت این مساله به اندازه ای هست که تاریخ بشریت می تونه با تمرکز تنها روی این جنبه از زندگی و تلاشی که برای ارتقای این سیستم کرده، تعریف بشه.

” همیشه به اشتباه فکر می کنیم که دموکراسی و بازار آزاد به علت “خوب بودن” موفق شدن. در حقیقت این دو پیروز شدند چون سیستم پردازش داده های جهانی رو ارتقا دادن.”

در حال حاضر اجتماع ما الگو داره. همه ما از یک سری فعالیت ها لذت می بریم و همه ما می تونیم در گروهی از جامعه ملی و یا جهانی طبقه بندی بشیم. چرا که همه از یک گونه هستیم و به طور غریزی اشتراکاتی داریم. به عنوان مثال گونه ما، گونه ای اجتماعی هست و از فعالیت های گروهی و جمعی لذت می بره. پس سال هاست که برای تنبیه و مجازات از ابزار زندان استفاده شده تا فردی که از قوانین تخطی کرده مجازات بشه. از طرفی همه ما از دوست داشتن و دوست داشته شدن لذت می بریم؛ پس شبکه های اجتماعی به گونه ای طراحی میشن که به ما این احساسات رو منتقل کنند. پس دونستن ویژگی های پایه، علایق و سلایق مشترک انسان ها می تونه به ما در ایجاد و طراحی سیستم ها (به طور مثال پاداش و جزا) کمک کنه چرا که ما الگو داریم و توصیف پذیریم.

اما این دایره به اجتماع و یا حتا اقتصاد و سیاست ختم نمیشه. این ها تنها حوزه های الگوریتمی و قابل توصیف با اعداد نیستند. کل زندگی با الگوریتم های قابل تشخیص و توصیف شکل گرفته.
جای دوری نریم و از DNA خودمون شروع کنیم؛ دی ان ای چیزی جز داده نیست؛ این داده ها برای حیات، بقا و انتقال اطلاعات به نسل بعدی لازم و ضروری هست. ما از داده تشکیل شدیم؛ جهان و هر چیزی  که می بینیم با داده ها قابل توصیف هست.

حالا سوال کلیدی این ه: چه اتفاقی میفته اگر شخصی (استعاری) بتونه این حجم از داده رو گردآوری، ذخیره و پردازش کنه؟ خب جواب ساده اس؛ اون شخص می تونه حکم ران زندگی بشه؛ به یک دلیل ساده؛ چون من و شما و هر آنچه که می بینیم رو بهتر می شناسه. می تونه ما رو برنامه ریزی کنه، علایق و سلایق مون رو حتا پیش از اینکه خودمون و یا عزیزان مون بدونن، تشخیص بده، به من امر کنه، من رو تغییر بده و حتا نابود کنه.

در یک کلام؛ کسی که داده های شما رو داره، صاحب شماست.

حالا به چه صورت؟

در ادامه مثال میزنیم و به تفصیل شرح اش میدیم. (و اگر تمایلی به صبر کردن ندارین، از این لینک می تونین به این بخش هدایت بشین.) اما در این جا بیاین بررسی کنیم که چطور اطلاعات تبدیل به زمین رقابتی انسان و ماشین شده. آیا اصلا چنین رقابتی معنی داره؟

بیاین از صبح مون شروع کنیم؛ آیا تا به حال بلافاصله بعد از بیدار شدن گوشی تون رو چک کردین؟ معلومه که بله!

خب حالا آیا این کار باعث احساس نشاط و تمرکز بیشترتون شده و یا خستگی؟

تجربه شخصی نشون میده که این کار باعث کاهش کارکرد مغز میشه؛ گویی کل انرژی ای که به واسطه خواب شبِ گذشته برای پردازش و دسته بندی اطلاعات صرف شده بود به هدر رفته و مغز بی نظم شده. اما چرا؟

این یک حقیقت هست که ما روزانه با اطلاعات بمباران می شیم. مهم نیست چه فعالیتی انجام می دیم؛ کاری و یا صرفا لایک عکس و توییت دوست و آشنا؛ هر لحظه ای که ما زندگی آنلاین مون رو می زی ایم، تعداد بیشماری داده های بیتی وارد چشم و مغز ما میشه. آیا مغز ما برای پردازش این حجم از داده که به یک باره واردش می شه تکامل پیدا کرده؟ میدونیم که جواب منفی هست.

ما تبدیل شدیم به یک ابزاری که داده تولید و جذب می کنه و یک بخش خیلی خیلی کوچک از یک شبکه خیلی خیلی بزرگ رو تشکیل می ده. ما نمیدونیم با سایر انسان ها و کامپیوترها چه ارتباطی داریم اما جزیی از اون هستیم. این ناآگاهی برای ما، برای نوع بشر، هزینه بر خواهد بود (و هست). اما این داده های حجیم و پیچیده برای ماشین ها زبان عامیانه است.

ما برای گرفتن نتایج دقیق تر از سلامتی خودمون هر داده ای که ماشین نیاز داره رو در اختیارش قرار می دیم. ما برای راحتی و سرعت انجام کارمون، بهش اجازه می دیم اثر انگشت و یا چهره ما رو اسکن کنه. ما خودمون رو، داده هامون رو، داوطلبانه معامله می کنیم.

این رقابت عادلانه نیست. ما ماشین نیستیم و شاید مستقیما در حال رقابت با اون ها نباشیم اما اگر به شیوه آموختن ما در این زمان فکر کنیم، می بینیم که ما ناخواسته و ناخودآگاه وارد این رقابت شدیم. امروزه ما تشویق (و مجبور) به یادگیری با نهایت سرعت هستیم.

پروسه پردازش اطلاعات برای ما در گذشته این چنین بود که اطلاعات رو می گرفتیم و به دانش تبدیل می کردیم و دانش با گذشت زمان به خرد مبدل میشد. در حالی که امروز ما حتا نمیتونیم به سرعت جریان اطلاعات برسیم و این ما رو وابسته به ماشین و آسیب پذیر می کنه.

داده ها انسان را تحت سلطه قرار خواهند داد.

[اگر حریم خصوصی رو جدی نگیریم.]

به بردگی مدرن خوش آمدید!

dataism

به چه معنی؟

اگه ابَرشرکت های امروزی رو بررسی کنیم می بینیم که 6 از 10 تای این کمپانی های در راس قدرت و تصمیم گیرندگان جهان، مربوط به شرکت هایی هستند که با داده های عظیم سروکار دارند: اپل، آلفابت، مایکروسافت، آمازون، فیس بوک و تنسنت. جالب اینکه بیش تر این شرکت ها عمری کم تر از 20 سال دارند و این سرعت از پیشرفت و تسخیر بازار رو در همین زمان کم بدست اووردن. رازشون چیه؟ داده و اطلاعات.

چرا داده و اطلاعات انقد مهم است؟

چون اطلاعات قدرته. شما به واسطه اطلاعات می تونین انسان و هر موجود دیگری رو هک بکنین و در جهت منافع شخصی و یا تجاری پیش ببرید. ما سال هاست که باکتری ها و یا گیاهان رو هک کردیم تا برای ما انسولین و یا روغن بیشتر تولید کنند. اما این نقطه از زمانی که ما در اون زندگی می کنیم به ما ابزار هک انسان رو میده.

هراری معتقده برای هک انسان تنها به دو ابزار نیازمندیم: 1. قدرت کامپیوتر و 2. داده. در هیچ زمان دیگه ای این ابزارها به شکل کنونی وجود نداشته و شاید مثلا KGB شوروی میتونست داده جمع آوری کنه اما ابزار لازم برای پردازش شون رو در اختیار نداشت و به همین علت دیکتاتوری ها پیش از امروز محکوم به شکست بودند. اما اون زمان گذشته؛ در حال حاضر ابزارها به ما اجازه میدن که بتونیم از اتفاقات بیولوژیک و درونی آدم ها هم با خبر بشیم و تصمیماتی بر همین اساس بگیریم. نوعی از دیکتاتوری که میتونه با این ابزار ایجاد بشه، دیکتاتوری ابدی خواهد بود. چرا که هر شورشی حتا پیش از شکل گیری اون به صورت تفکر، میتونه سرکوب بشه و از اون جلوگیری بشه. صاحبان اطلاعات، صاحبان انسان ها میشن و بردگی ابدی میتونه حکم فرما باشه. [جالبه نه؟ هیجان زده و یا نگران شدین؟ ساعت تون ضربان قلب شما رو در حال حاضر چند نشون میده؟]

مکانیسم پیچیده ای هم نداره. با میزان مناسب داده و قدرت کامپیوتری مورد نیاز، می تونیم الگوریتم هایی تشکیل بدیم که آدم ها رو از خودشون بهتر بشناسه. کمپانی های صاحب اطلاعات کلان، داده های شما رو می گیرن، با تاریخچه داده های موجود از پروفایل میلیون ها و میلیاردها آدم دیگه چک میکنن، الگوهای مشابه خودش رو نشون می شه و اون ها می تونن حتا پیش از شما از درونی ترین علایق و یا نیازهای شما آگاه بشن.

سناریوی متحمل دیگه ای که در سطح کلان در حال اجراست این هست که سرویسی که شما ازش استفاده می کنین، بر اساس همین اطلاعات به شما تبلیغات و یا صفحاتی رو نشون میده که الزاما به نفع شما نیست و بیش تر برای اون کمپانی منفعت داره. حقیقتا شاید هیچ وقت هم متوجه این موضوع نشیم که نتایج جستجوی ما، بدون اینکه بدونیم، ما رو به سمت خاصی سوق داده؛ اما خب داده! به سمت شرکای اون موتور جستجو، به سمت اخبار مورد نظر یک کشور و یا موارد مشابه.

خب هنوز نترسیدین؟ اشکالی نداره؛ حالا بیاید ژانر رو کمی ترسناک تر کنیم.
کمپانی ها در ازای پول، قدرت و یا هر انگیزه دیگه ای این اطلاعات رو در اختیار دولت ها قرار میدن. وقتی دولت ها چندین قدم جلوتر از ما رو دیدند، می تونن تصمیماتی بگیرن و ما رو به گونه و به سمتی که می خوان هدایت کنن؛ یا بدتر به خاطر سلایق و علایق شخصی ما رو مجازات کرده و متهم کنند.

دگراندیشین؟ بترسین.

علایق متفاوت با دیگران دارین؟ بترسین.

آدم سالمی هستین و میخواین سالم بمونین؟ بترسین.

تا حالا خلاف کردین و یا میخواین بکنین؟ بترسین.

میخواین دنیا رو نجات بدین؟ بترسین.

میخواین دنیا رو نابود کنین؟ شما هم بترسین.

در دنیای بدون حریم خصوصی ترس حکم فرماست. چون فقط یک درست و یک غلط وجود داره و اون رو افراد معدودی تعیین میکنند. اون ها میدونن چی درست هست و چی غلط.

(جالب اینکه همین حالا از نظر گوگل این مقاله خوب نیست؛ چراکه خیلی طولانی ه و میدونه اکثر افراد چه مقدار در هر صفحه زمان صرف میکنن و میدونه اکثر ما مطالب طولانی رو نمیخونیم. پس اگه تا اینجا اومدین و جزو “اکثریت” نیستین، دسمریزاد😎 )

این خطر جدی ست؛ و اگر در گذشته پول، انسان ها رو به طبقات اجتماعی متفاوت تبدیل می کرد، در آینده داده می تونه انسان ها رو به گونه های مختلف طبق بندی کنه. گونه ی ارتقایافته، گونه ارگانیک، گونه منقرض شده …

راه حل

سامورایی

در حال حاضر راه حلی که پیش رو داریم استفاده از سیستم های غیرمتمرکز مثل بلاک چین هست. این دغدغه، دغدغه جدیدی نیست و آدم های زیادی این مسیر رو دیدن و پیش بینی کردن. به طور کلی سیستم های غیرمتمرکز و مفاهیم تقسیم قدرت و ثروت در سراسر جهان و جلوگیری از تمرکز اون در یک نقطه خاص، در ادامه این نگرانی ها ایجاد شده اند. ما می تونیم از حریم خصوصی خودمون مراقبت کنیم، از سیستم هایی که از رمزنگاری استفاده می کنن، بهره ببریم و هیچ وقت یادمون نره که راحتی در اولویت نیست؛ امنیت در اولویته. (برای درک بهتر سیستم های غیرمتمرکز میتونین این مقاله رو مطالعه کنین.)

شاید به یک سری کارها عادت کردیم؛ مثل گوگل کردن. اما اگه آینده پیش رومون رو متصور بشیم، می بینیم که تغذیه نکردن شرکت های گرسنه اطلاعات، معامله عادلانه ای هست.

در ادامه به چند جایگزین برای سرویس های رایج می پردازیم و امیدواریم هیچ وقت جمله ی “مگه چی دارم توش” رو از کسی نشویم! و اگر شنیدیم به شون یادآور بشیم که داده هاشون، مهم ترین دارایی شون، تو اون اپلیکیشن، گوشی و یا پلتفرم هست.

  • از جیمیل به توتانوتا پناه ببرید

سرویس Tutanota یک سرویس متن باز ایمیل رمزنگاری شده در اختیارتون میذاره که به گفته خودشون حتا توسط توسعه دهنده های شرکت هم قابل خوندن نیست و از لحاظ امنیتی از سایت Securituheaders رتبه A+ میگیره و بسیار امن تلقی میشه.

  • از گوگل فاصله بگیرید

این قدم، قدم سختی ه؛ ولی اگه تصمیم گرفتین از موتورهای جستجوی به تری استفاده کنین می تونین به Searx.me و Ecosia, و یا duckduckgo فکر کنین.

  • از کروم به فایرفوکس و بریو پناه ببرید
    مرورگرهای Brave و Firefox مرورگرهای متن بازی هستن که به خاطر حفظ حریم خصوصی کاربراشون شهرت دارن و همین طور جلوی تبلیغات و ردیابی شدن توسط سایت ها رو می گیرن. اگر می خواین یک لایه امنیت رو بالاتر ببرین هم که می تونین از مرورگر Tor browser استفاده کنین.
  • از گوگل درایو به ترزوریت
    اگه کار شما به شکلی هست که نیاز روزمره به استفاده از فایل های رمزنگاری نشده گوگل درایو روی سرورهای گوگل دارین، پیشنهاد می شه فایل هاتون رو به Tresorit منتقل کنید. البته این سرویس رایگان نیست و بسته به پلنی که انتخاب میکنین از 10 تا 24 یورو پرداخت میکنین.
  • یوتیوب به ویمئو
    می تونیم یوتیوب (وابسته به گوگل) رو با Vimeo جایگزین کنیم. اما اگه ویدیوی مدنظرتون تو ویمئو نیست و حتما باید به یوتیوب برید، میتونین از طریق Invidio و یا اپلیکیشن اندرویدی NewPipe استفاده کنین. تازه میتونین با بیت کوین هم به شون دونیت بدین : )
  • گوگل مپ رو چی کار کنیم؟
    سوال خیلی خوبی ه. یک برنامه متن باز به اسم OpenStreetMap هست که می تونین ازش آنلاین استفاده کنین و هدف اش ایجاد یک نقشه جهانی به صورت رایگان و همین طور آزاده. (تازه فارسی هم بلده! می تونین فارسی تایپ کنین و لوکیشن رو ببینین.)
  • از گوگل پلی به اف-دروید
    قابل درک هست اگه ترک گوگل رو سیستم عامل اندروید سخت باشه؛ اما اگه عاشق برنامه های متن بازین، میتونین برنامه ها رو از F-Droid دانلود کنین. این اپلیکیشن ها هم پیشنهاد میشه: KeePass DX, ad blocker Blokada, NetGuard, Open Camera, AnySoftKeyboard, Amaze, file manager, and Blacklist Blocker.
  • از اندورید به LineageOS
    برای رها شدن کامل از گوگل رو سیستم های اندروید میتونین سیستم عامل تون رو به LineageOS تغییر بدین. این سیستم عامل یک نسخه ای از اندرویده که به شما اجازه استفاده بدون داشتن اکانت گوگل رو میده.اگر هم میخواین گوشی بخرین، شاید بد نباشه یه نگاه به Purism 5؛ تهی از گوگل و با هدف حریم خصوصی ه.
  • از ارائه دهنده اینترنتم به کجا پناه ببرم؟
    این هم سوال خوبی ه. حقیقت اینکه ارائه دهنده اینترنت شما می تونه به هر وبسایتی که سر زدین دسترسی داشته باشه. برای جلوگیری از این موضوع علاوه بر Tor استفاده از وی پی ان های درست درمون (و پولی) پیشنهاد میشه که میتونین با بیت کوین بخرین.

 

نتیجهبیت کوین بیتکوین bitcoin

  1. از سیستم های غیرمتمرکز که باعث تقسیم قدرت، ثروت، دانش، اطلاعات میشن و از تجمع اون در یک نقطه جلوگیری می کنن استفاده کنیم؛ مثل بیت کوین و بلاک چین
  2. مراقب داده هامون باشیم و با راحتی و سرعت معامله شون نکنیم.
  3. دانش مون رو نسبت به خطرات اطراف بالا ببریم و به دیگران هم آموزش بدیم.

 

برای نگارش این مقاله از منابع زیر استفاده شده است:

Tutanota blog، medium 1  2، bdtechtalk

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*