چرا رمزارزها در در جنگ آینده بین یوان و دلار دیجیتالی اهمیت دارند

با افزایش تنش میان ایالات متحده و چین و همچنین افزایش تقاضا برای دلار دیجیتالی پس از ناکارآمدی ها در اجرای طرح های تشویقی مربوط به ویروس کرونا، چین و ایالات متحده که دو اقتصاد بزرگ جهان هستند احتمالا استفاده از نسخه های دیجیتالی پول ملی خود را مد نظر قرار خواهند داد. البته بانک های جهانی در سراسر دنیا، از اروپا گرفته تا چین، با عجله سعی در آزمایش و جمع آوری اطلاعات در مورد انواع ارزهای دیجیتالی دارند، اما چین و ایالات متحده مثال های بارز تر و ظاهرا قابل توجه تری هستند.

یوان دیجیتالی یا پروژه ی “پرداخت دیجیتالی رمزارزی” چین، مدتی است که در حال طراحی و ساخته شدن بوده است. با این که بانک مرکزی آمریکا منکر در دست تولید بودن یک نسخه ی آمریکایی از این ارز است، اما امکان انجام این کار را بررسی کرده و قانون گذاران از مجلس سنا گرفته تا مجلس نمایندگان هم تولید یک نسخه ی دیجیتالی از دلار را مورد تحقیق و تفحص قرار داده اند و خواستار شنیدن ادله ها در این مورد شده اند.

ظاهرا قرار است دلار و یوان دیجیتالی به بازار بیایند و احتمالا این دو در زمینه های مختلفی با یکدیگر رقابت خواهند داشت. با دیجیتالی سازی ارزهای مرسوم، آنها با رمزارزها وارد رقابت خواهند شد. اما رمزارزها بین یوان و دلار دیجیتالی چه نقشی ایفا می کنند؟ و چرا وجود داشتن آنها اهمیت دارد؟

به عبارتی، این موضوع صرفا بسط دادن قلمروی حاکمیتی مرسوم یک بانک مرکزی به دنیای نسخه های دیجیتالی پول است؛ نسخه های دیجیتالی که برای جا به جایی پول بین بانک های فرعی و سیستم بانک مرکزی استفاده شده و جایگزین پول فیزیکی می شوند. اکثریت میزان عرضه ی پول در جهان در حال حاضر دیجیتالی است (بیش از 90%). هدف از ایجاد ارزهای دیجیتالی بانک های مرکزی این است همان نسخه از پول که هنوز دیجیتالی نشده و بیشتر مورد استفاده ی مصرف کننده های خرد است تا بانک ها – یعنی پول نقد – به شکل دیجیتالی در آورده شود.

اما این تبدیل ساده واقعیت های پیچیده ی بسیاری را در دل خود دارد. این کار پول و ارز موجود در دست مصرف کنندگان را تبدیل‌پذیرتر می کند( هم اکنون، تراکنش ها و سکه های بسیار کوچک را نمی توان به راحتی مدیریت و تبدیل کرد)؛ با کاهش کارمزد تراکنش، پرداخت ها بین دولت و افراد را پربازده تر می سازد و امکانی بی سابقه برای جمع آوری اطلاعات در مورد مردم یک کشور را به دست می دهد.

گردآوری و برآورد تراکنش های صورت گرفته در بازار با پول کاغذی، اگر فرض کنیم که کاملا غیرممکن نباشد، کار بسیار سختی خواهد بود. اما با سیستم دیجیتالی، می توان پروفایل های مالی و جریان های تراکنشی غنی ایجاد کرد. معمولا داده های مالی ما بیش از آنچه که فکرش را بکنیم درباره ی زندگی هایمان اطلاعات به دست می دهند.

خرید از آمازون یا فروشگاه های مختلف می تواند تصویری از سبک زندگی و عادات یک فرد را نشان دهد. هزینه کردن روی سلامت یا بعضی محصولات خاص می تواند جزئیات خصوصی زندگی او را عیان کند. الگوهای پرداختی که بین افراد شکل می گیرد می تواند روابط میان آنها را مشخص سازد. اعطای کمک های مالی و خرید کتاب می تواند ایدئولوژی ها و جهت گیری های شخص را معلوم کند. اینها نکات و حقایقی در مورد ما هستند که شاید نخواهیم همه در دنیا از آنها با خبر شوند.به همین دلیل است که رمزارزها بسیار مهم اند. ارزهای دیجیتالی دولتی امکان کنترل جزء به جزء امور افراد و تحت نظر قرار دادن آنها را بسیار قبل از آن که بازدارنده های مناسب در قانون گنجانده شوند، فراهم می کنند.

همچنین، احتمالا دولت ها گزینه های خودکنترلی کمتری را در اختیار افراد قرار می دهند؛ هرچه باشد، ایالات متحده و متحدانش با الگوریتم های رمزگذاری که سرویس های اطلاعاتی داخلیشان را ناکام گذاشتند مبارزه کرده اند و تا همین امروز هم، دادستان کل ایالات متحده می خواهد راه نفوذی به فضای رمزگذاری شده ی شخصی افراد ایجاد کند. دولت همواره به دنبال تثبیت کردن داده های بیشتری خواهد بود تا با حملات احتمالی مقابله کند – این مطلب هم در مورد دولت چین و هم در مورد دولت آمریکا صادق است. فارغ از تفاوت های ساختاری این دو دولت، انگیزه های آنها عمدتا یکسان است.

با دیجیتالی شدن ناگزیر پول در این دولت ها و همچنین در سراسر جهان، بحث اصلی در موضوع ارزهای دیجیتالی دولتی و رمزارزها این خواهد بود که کنترل این داده ها به چه کسی سپرده شود. آیا کنترل باید به سیستم های قانونی داخل این قدرت های جهانی بزرگ (آمریکا و چین) سپرده شود، یا سطوح مختلفی از حفاظت از حریم شخصی به صلاح دید خود کشورها ایجاد خواهد شد؟

حتی اگر باور ندارید که سیستم قانونی کشورتان سطله گر است، بدانید که استانداردهای قانونی برای حفظ حریم شخصی دارند به آرامی تدوین می شوند. این امکان کاملا وجود دارد که دولت و حتی نظام های دموکراتیک لیبرال، توانایی هایی را بدست بیاورند که درست شبیه به یک ویران شهر(نقطه مقابل آرمان شهر) شوند؛ توانایی هایی که قانون گذاران خیال نمی کنند برای یک دولت امکان پذیر باشد: داشتن تاریخچه ی کاملی از تراکنش های مالی بدون دسرسی به یک دفترکل یا هرگونه سند فیزیکی در خانه ی افراد.

این را نیز باید گفت که دموکراسی های لیبرالی تا ابد سرپا باقی نمی مانند. در مواقع درگیری و تنش، نظام های دموکراتیک جمع گرا به وسیله ی جنگ داخلی، انقلاب یا انتخابات به حکومت های استبدادی تنزل پیدا کرده اند. آنچه که در حال حاضر صرفا مجموعه ای از فراداده های بی اهمیت است، امکان دارد در شرایط نامطلوب به چیزی بدل شود که موجودیت یک جامعه را تهدید کند.

رمزارزها مثل سد محکمی در برابر این موضوع هستند، زیرا می توان با استفاده از آنها بدون وابستگی به یک حاکمیت، تراکنش انجام داد. نودهایی که رمزارزهای مختلف را پشتیبانی می کنند در مناطق متفاوتی از جهان هستند ( و بعضی از آنها دارند به فضا فرستاده می شوند) و به این ترتیب، در معرض محیط های گوناگون تری قرار می گیرند و سانسور کردن آنها تا حد زیادی غیرممکن می شود.

برای ثبت فراداده ها و دسترسی به رمزارزها گزینه های متنوعی در اختیار خواهید داشت، از صرافی های متمرکز که تا حدودی قابل دسترسی بودن را فدای حفظ حریم خصوصی می کنند گرفته تا خودکنترلی شدید که هیچ گاه هویت شما را به تراکنش هایتان گره نمی زند. از طرفی، بعید است دولت هایی که شما را مجبور می کنند برای دسترسی به یک شماره تلفن اطلاعات هویتی خود را ثبت کنید – مثل چین – حق انتخاب زیادی در استفاده از ارزهای دیجیتالی خود به شما بدهند.

احتمال این هم وجود دارد که دولت ها به دنبال سانسور کردن ارزهای دیجیتالی باشند، همانطور که PayPal و دیگر شرکت ها مجبور شدند حساب گروه هایی از افراد یا اشخاص – مثل ویکی لیکس- را مسدود کنند. این مسئله به خصوص در مورد کشورهایی مثل چین که هم اکنون اینترنت را سانسور می کنند تا جلوی محتوای حساسیت زای سیاسی را بگیرند، صدق می کند.

رمزارزها نوید رویکردی بی طرفانه نسبت به محتوا و کاربران را می دهند. تراکنش ها تا زمانی که از قواعد اجماع پیروی کنند، معتبر خواهند بود – هیچ تنظیمات سطح ادمین یا “حالت خداگونه” ای وجود ندارد که بتواند مداخله کرده و جلوی دسترسی یک فرد به دارایی هایش را بگیرد.

نمی توان تصور کرد که دولت هایی که قصد دارند به فضاهای رمزگذاری شده نفوذ کنند، نخواهند حدی از محدودیت را بر روی ارزهای دیجیتالی خود اعمال کنند.  

شرکت های تحلیل بلاک چین و صرافی ها در برخی کشورها ممکن است با دولت همکاری کنند یا مجبور به دادن داده ها و فراداده های کاربران به دولت شوند تا ادغام پول دولتی و رمزارز ها به طور کامل انجام شود. با این وجود، این مطلب که رمزارز یک سیستم “بی کشور” است و نودها از سرتاسر دنیا می توانند به آن وصل شوند کمک می کنند که این فناوری به قواعد خود یعنی بی طرفی در تراکنش ها و غیرقابل سانسور شدن بلاک چین پایبند بماند. در درگیری آینده میان ارزهای دیجیتالی رمزارزها نقش مهمی دارند، زیرا راه سومی را پیش پای کاربران می گذارند، و در شرایط مختلفی که حکومت ها سعی در محدود کردن مردم خود داشته باشند و با یکدیگر درگیر شوند، مانعی بر سر راه آنها خواهند بود. رمزارزها به افراد این قدرت را می دهند که تاریخچه ی تراکنش های مالی‌شان را نزد خود نگه دارند و جریان مالی‌شان را همانطور که از به لحاظ حفظ حریم خصوصی مناسب می دانند ابراز کنند. بعید است ارزهای دیجیتالی بانک های مرکزی این نوع از آزادی را به کاربران بدهند.   

منبع:

Forbes

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*