دلایل ارزشمند بودن اتریوم – فرصت های موجود در پول قابل برنامه ریزی و “سیستم مالی غیرمتمرکز”

خیلی از افرادی که تازه پا به دنیای رمزارزها گذاشته اند، فرض می کنند که در آینده ی دور فقط یک سرمایه ی رمزنگاری شده ی مهم وجود خواهد داشت (بیت کوین، اتریوم، یا…) و به عنوان سرمایه گذار، چالش فرد این است که “بهترین” رمزارز را انتخاب کند.

من با این حرف مخالفم.

چرا؟ چون رمزارزهای مختلف (و بلاک چین های مخصوصشان) روی موارد استفاده ی مختلفی تمرکز کرده اند. در مقام مقایسه، Microsoft و Salesforce هر دو شرکت های تولید نرم افزار هستند، اما با بازارهای متفاوتی سر و کار دارند و موفق شدن یکی از آنها جلوی موفقیت دیگری را نمی گیرد. به همین ترتیب، Uber و Instagram هر دو اپ هستند، اما ویژگیها و موارد استفاده ی متفاوتی دارند و بنابراین، هر دو می توانند برنده باشند.

همین موضوع در مورد رمزارزها هم صدق می کند. با اینکه ممکن است رمزارزهای مختلف متکی به یک هسته ی اصلی فناوری بلاک چین باشند، اما روی موارد استفاده ی مختلفی تمرکز دارند و از این رو، می توان چند رمزارز موفق و برنده داشت.

رمزارزهای مختلف

بلاک چین بیت کوین – همان بلاک چین و رمزارزی که افراد معمولا در ابتدا کشف می کنند – به لحاظ امنیتی و غیرقابل مصادره بودن بهینه است، که باعث می شود گزینه ای کاملا مناسب برای استفاده به عنوان طلای دیجیتالی باشد. تمرکز گروه دیگری از بلاک چین ها روی این است که وسیله ی پرداخت باشند و به همین دلیل، ویژگیهایی مثل سرعت، حفظ حریم شخصی یا ثبات قیمت را در اولویت قرار می دهند. USDC، XRD ، Zcash و Monero از این قبیل هستند.

اتریوم اولین و امروزه بزرگترین بلاک چینی است که برای قابل برنامه ریزی شدن (یا “قرارداد”های دیجیتالی) بهینه سازی شده است. در واقع شاید این یکی از هیجان انگیزترین کاربردهای فناوری بلاک چین باشد.

ظهور پول قابل برنامه ریزی: یکی از دستاوردهای مهم و بنیادین رمزارزها 

“پول (یا دارایی های) قابل برنامه ریزی” یک اصطلاح فنی جدید برای بیان یک مطلب ساده است: این که رمزارزها می توانند به روش های مختلفی بین افراد جا به جا شوند که برای دارایی های فیزیکی امکان پذیر نیست. این به چه معناست؟ بیشتر افراد یک تراکنش رمزارزی را شبیه به پرداخت با پول نقد می دانند؛ مثل این که ” آلیس رمزارز x را به باب می فرستد تا پول او را داده باشد”.

با یک بلاک چین پول قابل برنامه ریزی مثل اتریوم، تراکنش های رمزارزی به راحتی می توانند اشکال پیچیده تری پیدا کنند؛ چیزی شبیه به : “آلیس رمزارز x را به باب می فرستد، اما فقط در صورتی که کارول هم با این تراکنش موافقت کند”.

شاید این به نظرتان شبیه به یک توافقنامه ی امانی باشد؛ این توافقنامه ها دائما توسط افرادی که می خواهند مراحل خرید یک خانه را تکمیل کنند یا شرکت هایی که درحال ثبت قراردهای ادغام و اکتساب هستند، مورد استفاده قرار می گیرند. تفاوت و دستاورد رمزارز در این است که امکان انعقاد توافقنامه ی امانی را بدون نیاز به حضور شرکتها، وکیل ها یا بانکهای امانی محقق می سازد. در نتیجه، از جهت گیری ها، پرداخت دستمزد و یا انتطار برای رسیدگی و پاسخگویی توسط آنها خلاص می شوید.

قرارداد دیجیتالی

تراکنش اشاره شده در بالا فقط یک مثال است. به راحتی می توان سطح دیگری از پیچیدگی را به این تراکنش افزود: “آلیس رمزارز x را به باب می فرستد، اما بعد از پنج سال و فقط در صورتی که کارول با آن موافقت کند” که بیشتر شبیه یک حساب امانی است، یا ” اگر کارول برنده ی مسابقه شود آلیس رمزارز x را به باب می فرستند، و اگر کارول بازنده ی مسابقه شود باب رمزارز x را به آلیس می فرستند” که بیشتر شبیه به یک قرارداد است.

امکان انجام تراکنش هایی بسیار پیچیده تر از پرداخت مستقیم، شالوده ی مفهوم “پول قابل برنامه ریزی” را تشکیل می دهد. بسیاری از رمزارزها (شامل بیت کوین) می توانند از پس ساده ترین اشکال این تراکنش ها بر بیایند، اما بلاک چین اتریوم طوری طراحی شده که بتواند از شخصی سازی همه جانبه و پیچیدگی های مختلف پشتیبانی کند.

به بیان دیگر، امروزه ارزش پیشنهادی اصلی اتریوم بیان این گزاره است: شاید بشود امکان “تراکنش های قابل برنامه ریزی” را برای بازنگری در خصوص تمام انواع خدمات ارائه شده در صنعت مالی به کار گرفت؛ از حساب ها و اشخاص ساده ی امانی تا ایده های پیچیده ای مثل افزایش سرمایه، استقراض با وثیقه، طراحی ساختار محصول، وام دهی، مبادله با پول قرض گرفته شده (margin trading) و … .

شاید بتوانیم بخش های بزرگی از سیستم مالی رانتی، ناکارآمد و در معرض ورشسکتی فعلی را با چیزی جایگزین کنیم که نرم افزار-محور باشد، به سادگی حسابرسی شود، فارغ از قضاوت های انسانی بوده و بسیار کارآمدتر نیز باشد.

رشد انفجاری اخیر اتریوم؛ استیبل کوین ها و وام دهی ها به ارقام میلیارد دلاری رسیدند

جامعه ی رمزارز اصطلاحی را برای توصیف این مورد ابداع کرده است: “صنعت مالی غیرمتمرکز (decentralized finance) یا به اختصار “DeFi”. اولین چیزی که بیشتر سرمایه گذارها وقتی درباره ی DeFi می شنوند می گویند این است که جالب بنظر می آید، اما یک جورهایی علمی-تخیلی است؛ افراد بر این باورند که این سیستم سالها بعد کاربردهای عینی پیدا می کند.

اما با وجود اینکه DeFi توجه چندانی از جانب رسانه های محبوب دریافت نکرده، کاربردهای عینی آن طی ماه های اخیر به نحوی انفجاری مورد استفاده قرار گرفته اند. در واقع، دو مورد استفاده ی چندین میلیارد دلاری فقط در نیمه ی اول سال 2020 به وجود آمده اند: تمرکز یکی از آنها بر روی استیبل کوین ها بود و دیگری بر رونمایی بسیار موفق از یک بازار وام دهی غیرمتمرکز به نام Compound تکیه زد.

سیستم مالی غیرمتمرکز

استیبل کوین ها  

استیبل کوین ها رمزارزهایی هستند که به پول های دولتی و در اغلب موارد دلار آمریکا متصل اند. امروزه از آنها عمدتا برای قابل استفاده کردن پول های دولتی در دنیای رمزارزها استفاده می شود – درست مثل یک رسید سپرده های آمریکایی (ADR) که سهام خارجی را در بازارهای آمریکا قابل مبادله می کند – و یکی از بخش های به سرعت در حال رشد بازار رمزارزها هستند.

استیبل کوین ها استفاده های عینی بسیاری دارند. آنها توسط سرمایه گذارهای رمزارزی استفاده می شوند که می خواهند پولشان را به شکل دلار آمریکایی که با ثبات است ذخیره کنند، بدون آنکه پول را از صرافی های رمزارز بیرون بکشند؛ توسط افرادی استفاده می شوند که می خواهند قراردادهای دیجیتالی ( همانطور که در مثال آلیس و باب شرح داده شد) را با دلار آمریکا ایجاد کنند؛ توسط افرادی استفاده می شوند که ساکن کشورهای کنترل کننده ی سرمایه هستند و قصد دارند پولشان را خارج از شبکه ی پولی داخلی ذخیره نمایند؛ و در نهایت به عنوان جایگزینی برای انتقال وجه که بدون کارمزد، بدون محدودیت و بدون روزهای تعطیلی است مورد استفاده قرار می گیرند. اخیرا نیز استیبل کوین ها به شکل سرمایه ی پایه برای بسیاری از کاربردهای سیستم مالی غیرمتمرکز در آمده اند.

ارتباط این مطلب با اتریوم چیست؟ اتریوم خودش را به عنوان پلتفرم انتخابی افراد برای انتشار استیبل کوین ها جا انداخته است؛ این کار از طریق برنامه ریزی یک قابلیت انعطاف پذیر در اتریوم یعنی قرارداد دیجیتالی صورت می گیرد، که در بالا به آن اشاره کردیم.

دو استیبل کوین که بیشترین اهمیت را دارند، یعنی Tether و USDC، سال گذشته رشد انفجاری را تجربه کرده اند؛ مجموع دارایی فروش رفته ی آنها روی شبکه ی اتریوم، از کمتر از 1 میلیارد دلار در دوازده ماه قبل به بیش از 7 میلیارد دلار در حال حاضر رسیده است. در این حجم از رشد نشانه ای از کاهش سرعت دیده نمی شود.

وام دهی

تولید کنندگان استفاده از قراردادهای دیجیتالی اتریوم را آزموده اند تا بازاری برای قرض دادن و قرض گرفتن دیگر رمزارزها به نحوی برنامه ریزی شده، ایجاد کنند. یکی از تازه ترین ثمره های این تلاشها، Compound است. Compound در اصل یک بازار پولی غیرمتمرکز برای رمزارزهاست که سرمایه گذارهای شناخته شده ای مثل Andreessen Horowitz وBain capital از جمله حامیان آن هستند.

Compound همان کارکردی را دارد که از یک بانک انتظار می رود: روی این پلتفرم، افرادی که قصد ذخیره ی پول دارند می توانند رمزارزها را به حساب خود ریخته و سود دریافت کنند، افرادی هم که می خواهند قرض بگیرند به وامهای وثیقه دار دسترسی دارند. همانطور که بیان شد، هیچ طرف سوم مورد اعتمادی بین کاربر قرض دهنده و کاربر قرض گیرنده وجود ندارد؛ تمام موارد توسط برنامه ی نرم افزاری غیرمتمرکز و توکن مربوطه اش انجام می شوند.

Compound که اوایل سال جاری رونمایی شد، امروز حدود 700 میلیون دلار سرمایه جمع کرده است. پروتکل های رقیب هم سرمایه های قابل توجهی جمع کرده اند. در مجموع این پروتکل ها امروزه بیش از 2 میلیارد دلار سرمایه را کنترل می کنند. با اینکه نمی شود اسمش را “جایگزینی سیستم بانکی” گذاشت، اما برای این تکنولوژی جدید موضوع کم اهمیتی هم نیست و رشد آن انفجاری بوده است؛ یک سال قبل، این حوزه اصلا وجود خارجی نداشت.

DeFi در رمزارزها تا چه حد پایدار است و تا کجا می تواند رشد کند؟     

یک نکته ی جالب توجه در خصوص نحوه ی گسترش اکوسیستم صنعت مالی غیرمتمرکز، این است که تمام این برنامه ها که روی بلاک چین اتریوم اجرا می شوند را می توان به روشهای مختلفی ترکیب کرد و راهکارهای جدید ارائه داد.

مقایسه ی رایجی که در این زمینه وجود دارد این است که ساختن چیزی در بازار صنعت مالی غیرمتمرکز، مثل ساختن یک قصر با قطعات لگو است، که در آن هر برنامه (استیبل کوین ها، وام دهی، صرافی ها و …) مثل یک قطعه لگوی عادی است و می تواند در ترکیبات متفاوت با دیگر قطعات، اشیاء به مراتب پیچیده تری بسازد. هر چه تعداد این قطعات لگو بیشتر باشد، امکان ساخت ترکیبات جدید تری از محصولات هم فراهم می شود، کاربری هم بیشتر افزایش می یابد و اتریوم هم خودش را بیشتر به عنوان یک دفترکل در این حوزه تثبیت می کند.

مسلما صنعت مالی غیرمتمرکز به عنوان یک پیشرفت تکنولوژیکی نوپا، ریسک های زیاد و سابقه ی کمی داشته و کار کردن با آن سخت است. همانطور که تبدیل شدن بیت کوین به طلای دیجیتالی ضمانت شده نیست، اصلا تضمینی هم وجود ندارد که اتریوم بازار بزرگی برای قراردادهای مالی دیجیتالی پیدا کند.

با این وجود ما عقیده داریم که بسیاری از سرمایه گذاران حق دارند که آشنایی زیادی با این دسته از فرصت ها پیدا کنند، چرا که اینها فرصت های بزرگی هستند و در نهایت، یک سرمایه گذاری خوب به معنی در کار نبودن ریسک نیست، بلکه به معنی پیدا کردن فرصتهایی است که ریسک هایشان متناسب با منافع احتمالی آنهاست.

در این مورد، سرمایه ی بازار ether امروز فقط بخشی (حدود %10) از جریمه هایی است که بانک های آمریکایی از زمان بحران اقتصادی جهانی سال 2008 پرداخته اند. اگر اتریوم به زیربنایی برای یک سیستم خدمات مالی جدید و جایگزین بدل شود، مزیت های فوق العاده ای خواهد داشت. این امر ضروری نیز هست.

با وجود اینکه شرکت های فناوری مالی و برنامه های بانکداری بسیاری طی دهه های اخیر ظهور پیدا کرده اند، بخش عمده ای از جامعه ی خدمات مالی تا حد قابل توجهی به لحاظ فنی عقب افتاده بوده و کارمزدهای زیادی هم دریافت می کند. تخمین ها حاکی از آن هستند که %80 تمام تراکنش های مالی هنوز بر بستر COBOL صورت می گیرند که یک زبان برنامه نویسی تولید شده در سال 1959 است، زمانی که بیشتر برنامه نویس ها هنوز از کارت های پانچ استفاده می کردند.

شاید چیزی که برای موج بعدی نوآوری ها مورد نیاز است یک اپ موبایلی خوش آب و رنگ یا یک مدل یادگیری ماشینی در پشت صحنه ی شرکت ها نیست، بلکه نگاه کردن به این مدل از منظری کاملا متفاوت است. خلاص شدن از شر واسطه ها – که دستاورد نرم افزار بلاک چین این امکان را فراهم می کند – می تواند کارمزد ها را حدف کند، تاخیرهایی که به دلیل ساعات کاری یا سیستم های قدیمی پیش می آیند را برطرف سازد، با افزایش شفافیت از خطر ورشکستگی جلوگیری کند و به هرکسی در جهان این امکان را بدهد که هر نوع قرارداد و با هر اندازه ی دلخواه را ایجاد نماید. این موارد، ویژگی های قدرتمندی هستند، جزو آن دسته ویژگی هایی که می توانند تغییرات دگرگون سازی ایجاد کنند. به این دلایل است که ما عقیده داریم اتریوم، و به طور کلی پول قابل برنامه ریزی، ارزش توجه کردن را دارد. و به همین دلایل هم هست که پول قابل برنامه ریزی با جلب توجه بیشتر، توانسته است عملکردی به این خوبی را در سال 2020 داشته باشد.        

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*